عدم محروميت از عمل از سوى خداوند
امّا خداوند هرگز ابتدائاً بندگانش را از عمل به طاعتش محروم نمىدارد ، چنان كه فرموده شده : « لا تَحْرِمْنِى » ، بلكه بندگانند كه طاعت بدون عمل را اختيار مىنمايند و خداوند نيز آنان را از نظر فعل به خود وامىگذارد و در اين فعل ، ياريشان مىنمايد ، نه اختيار نامطلوب .
عدم انتساب محروميتها به خداوند در دعا
مطلبى را كه به احتمال در آخر جملههاى گذشته كه با بيان به اصطلاح « نهى » : « لا تُنْسِنِى » ، « لا تُؤْمِنِّى » ، « لا تَصْرِفْ عَنِّى » ، « لا تُزِلْ عَنِّى » ، « لا تَكْشِفْ عَنِّى » ، « لا تُلْهِنِى » ، « لا تَجْعَلْ » ، « لا تَرْمنِى » ، « لا تَحُلْ بَيْنِى » ، « لا تَجْعَلْنِى » و « لا تَحْرِمْنِى » ، مىتوان گفت - غير از احتمالات گذشته - اين است كه : دعا ، تنها در مقام تقاضاى امور فوق است ، نه در مقام انتساب آن امور به حضرت حقّ سبحانه ، واللَّه العالم .
( 928 )
« وَاجْعَلْنِى وَجِلًا مِنْ عَذابِكَ ، خائِفاً مِنْ عِقابِكَ . » « 1 »
و مرا هراسناك از عذابت و بيمناك از عقوبتت قرار ده .
تأثير اعمال بد در عذاب دنيا و آخرت
در تقاضاهاى گذشته ، نبود امورى از خداوند خواسته شده بود ، ولى در اين بخش و 3 جملهى بعد ، بودن امورى در اين عالم از او سبحانه تقاضا گرديده است .
اين كه در 2 بخش فوق - كه از ترس عذاب الهى و عقوبت آن گفته شده - مراد ، عذاب و عقوبت اخروى است و يا عذاب و عقوبت دنيوى ، ممكن است هر دو اراده
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 443 .