زيرا كاف : « عَذابِك » و لفظ : « الواقِعِ » ، بايد معنايى مناسب با اين عالم داشته باشد ، در نتيجه واقع شدن بشر در عالم خاكى ، خود حجابى است ميان او و حقيقت و ملكوتش كه نمىگذارد به طور دايم ، به شهود ازلىاش برقرار باشد . بلكه مىتوان گفت : غير از انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - تا در راه عبوديّت واقعى قرار نگرفتهاند ، از آن شهود خبرى ندارند .
پس تقاضاى اين معنى ، همان تقاضاى برداشته شدن حجاب بشريّت است ، تا شخص از هجران خلاصى يابد و باز به شهود ازلى الهى در عالم خاكى توجه نمايد ، واللَّه يعلم .
احتمالات در معناى رزق واسع
پنجم ، روزى دادن خداوند به بنده از رزقهاى بسيار : « وَارْزُقْنِى مِنْ رِزْقِكَ الْواسِعِ » مراد از رزق ممكن است : رزقهاى خوراكى و غير خوراكى و ساير احتياجات بشر باشد يا منظور ، رزقهاى معنوى از قبيل موفقيت در طاعت و بندگى و اخلاص در عبادت و پيروى از شرع و عقل و آراسته شدن به صفات و كمالات حميده و در نتيجه دست يافتن به كمال والاى انسانيّت و غرض غايى از خلقت باشد .
به نظر مىرسد به قرينهى 4 حاجت گذشته ، احتمال دوّم اراده شده باشد ، اگر چه احتمال اوّل نيز به اعتبار دخيل بودن آن براى تهيّأ دوم ، مدخليّت تامّى دارد .
( 916 )
« أَللَّهُمَّ ! تَفَضَّلْ عَلَىَّ بِحِلْمِكَ ، وَعُدْ عَلَىَّ بِعَفْوِكَ ، وَارْزُقْنِى مِنْ فَضْلِكَ ، وَاسْتَعْمِلْنِى بِمَحابِّكَ مِنَ الْأَعْمالِ الصّالِحَةِ الَّتِى تُحِبُّ وَ تَرْضى ، وَ تَقَبَّلْها فِيما يُرْفَعُ إِلَيْكَ مِنَ الْأَعْمالِ الصّالِحَةِ الَّتِى تُرْضِيكَ عَنِّى ، حَتّى تَجْعَلَنِى رَفِيقاً لِإِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ نَبِيِّنا مُحَمَّدٍ - صلّى اللَّه عليه و آله و سّلم - وَ جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحِينَ وَالْأَئِمَّةِ الصّادِقِينَ ، رَبِّ ! قَدْ أَمِنَتْ نَفْسِى مِنْ عَذابِكَ ، وَ رَضِيَتْ مِنْ ثَوابِكَ ،