مهر قضا بر اختيارات عالم خاكى
ثانياً : توجه به اطلاق جملهها به صيغهى ماضى ، امور فوق در عالم ربوبى و علم اجمالى و قضاى الهى - كه دار تكليف نيست - بر اختيارات عالم خاكى آنان كه خود سبب آن مىشوند ، مُهر قضا خورده است .
اطلاق در دادهها و ندادههاى الهى
امور سهگانه : « لا هادِىَ لِما أَضَلْلْتَ . . . » شامل تمام دادهها و ندادههاى الهى مىشوند و تنها نظر به امور اعتقادى ندارد ؛ چرا كه نمىتوان براى لفظ « لِما » محدوديّت و انحصار فرض نمود .
( 910 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَسْأَلُكَ الْغِنى يَوْمَ الْعِيْلَةِ ، وَالْأَمْنَ يَوْمَ الْخَوْفِ . » « 1 »
خداوندا ! بىنيازى در روز نياز و ايمنى در روز بيم را از تو خواهانم .
درخواست غنا و بىنيازى معنوى و اخروى
معلوم است كه اين دو جمله ، در مقام بيان خواسته و حاجت معنوى است ؛ زيرا كسى كه روزى فقير ظاهرى و يا خائف است ، نمىتواند اظهار بىنيازى و عدم ترس كند .
بنابراين ، مىتوان گفت : اين دو مسألت يا تقاضايى مربوط به روز قيامت و يا درخواستى معنوى است در اين جهان ، تا در قيامت نيز كه برداشت كاشته اين جهان است ، از آن بهره برده شود . با اين توضيح روشن مىشود كه از غنا ، غناى نفْس و از امن ، امنيّت در جوار و مشاهده الهى اراده شده است . در حديث آمده است :
- « أَلْغِنى بِاللَّهِ ، أَعْظَمُ الْغِنى . » « 2 »
غناى باللَّه ، بزرگترين بىنيازى است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 441 .
( 2 ) . فهرست موضوعى غرر و درر ، باب الغنى ، ص 298 .