ذات ربوبى ؛ حق تفسير نامهاى حق
پس از اين كه امام - عليهالسّلام - حضرت حقّ سبحانه را به اسامى مخصوص و اسمهاى ديگر حقّ سبحانه قَسَم داده ، جملههاى فوق را بيان مىفرمايد . غرض ما از ذكر اين بخش ، جواب از سؤالى است كه در ذهن هر خواننده خلجان مىكند كه قَسَم به نامهاى ياد شده در اين دعا ، بياناتى را در بردارد كه مىفهماند آن اسامى ، شبيه به نامهايى كه انس و جن براى حقّ سبحانه تصوّر مىكنند نيست ، بلكه نامهايى است كه : « أَللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ » در آنها ملاحظه شده است .
بنابراين ، قسَم دادن حقّ سبحانه به حقّ تفسيرش چه معنايى دارد : « وَ بِحَقِّ تَفْسِيرِها » ، آن هم تفسيرى كه جز او سبحانه آن را نمىداند : « فَإِنَّهُ لا يَعْلَمُ تَفْسِيرَها غَيْرُكَ ، يا أَللَّهُ ! » ؟
مىتوان گفت : تفسير آن ، همان ذات ربوبى است ؛ زيرا كمالات و نامهاى او سبحانه ، با ذاتش عينيّت دارد و آن جا كه اين معنى تصوّر شود ، جز حضرت حق تفسير نامهايش را نمىتواند بداند . بنابراين مىتوان گفت : به ذات پروردگار قسم داده شده است و اگر فرموده شده : بندگان خاصّ الهى آنها را مىدانند ، آنها برجستگانى مىباشند كه خويش را در ذات ربوبى گم كردهاند و جز شهود او سبحانه را به او نمىتوانند ببينند .
محمد و آل طاهرينش - عليهمالسّلام - با تفسير اسماء
ممكن است مراد از تفسير اسماى الهى ، محمّد و آلش - عليهمالسّلام - باشند كه به حقّ آنها قسم خورد شده ؛ چرا كه خداوند پس از اين كه به ملايكه فرمود :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 1 »
من در زمين جانشين خواهم گماشت .
ملايكه در مقام استفسار برآمدند كه :
هامش
( 1 ) . سورهى بقره ، آيهى 30 .