تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
( 909 ) « أَللَّهُمَّ ! لَكَ الْحَمْدُ لا هادِىَ لِمَنْ أَضْلَلْتَ ، وَ لا مُضِلَّ لِمَنْ هَدَيْتَ ، وَ لا مانِعَ لِما أَعْطَيْتَ ، وَ لا مُعْطِىَ لِما مَنَعْتَ ، وَ لا مُؤَخِّرَ لِما قَدَّمْتَ ، وَ لا مُقَدِّمَ لِما أَخَّرْتَ ، وَ لا قابِضَ لِما بَسَطْتَ ، وَ لا باسِطَ لِما قَبَضْتَ . » « 1 » خداوندا ! ستايش به تو اختصاص دارد [ زيرا كه ] هر كس را تو گمراهش كنى ، هدايت نمىيابد و هر كس را هدايتش كنى ، گمراه نمىگردد و هر چه را ببخشى ، كسى نمىتواند از آن جلوگيرى كند و هر چه را منع كنى ، كسى نمىتواند بدهد و هر چه را مقدّم بدارى ، كسى نمىتواند به تأخيرش بيندازد و هر چه را به تأخير بيندازى ، كسى نمىتواند مقدّم كند و هر چه را بگشايى ، كسى نمىتواند ببندد و هر چه را قبض كنى ، كسى نمىتواند بگستراند .

لزوم توجه بندگان به منحرف نشدن از طريقه‌ى فطرت

امام - عليه‌السّلام - در بخش فوق ، گويا مىخواهد خود و هر خواننده را توجّه دهد ( البته خود توجه دارد ) به اين كه اولًا : همه چيز در اين عالم از نظر ايجاد و گرفته شدن و فاعل على الاطلاق بودن حق سبحانه به دست كفايت او مىباشد ؛ و امّا امور عدميّه : « أَضْلَلْتَ وَ مَنَعْتَ وَ قَبَضْتَ » امورى است عدمى ، يعنى عدم هدايت و عدم اعطا و عدم بسط و آن به بنده نسبت دارد يعنى از ايجاد خيرى كه خداوند برايش فراهم نموده ، استفاده نكرده ؛ زيرا از حضرت حقّ ، جز خير براى بندگانش تصور نمىشود . بنابراين ، بندگان نبايد امورى را كه بر خلاف طريقه‌ى فطرت و شرع مقدّس الهى است انجام دهند كه سبب گرفته شدن عنايات اوّليه‌ى الهى گردد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 441 .
نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 474 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)