كوتاهى در اداى نعمتها و عفو الهى از آن
ممكن است منظور از : « تَقْضِىَ لِى دَيْنِى » ديون ظاهرى مالى به بندگان الهى و يا ديون معنوى به خداوند در مقابل نعمتهاى باطنى و ظاهرى كه به بندهاش عطا فرموده و قدرت اداى آن را ندارد ، باشد . اگر چه احتمال اوّل را مىتوان مورد توجه قرار داد ؛ ولى احتمال دوم را نيز نمىتوان از نظر انداخت . سزاوار است آيات و احاديثى كه نعمتهاى ظاهرى و معنوى الهى را معرفى مىفرمايند با دقّت ملاحظه شود تا آشكار گردد كه در مقابل اداى نعمتهاى الهى ، چه كوتاهىها و سستىهايى داشتهايم و او سبحانه بندگانش را بر آنها مؤاخذه نمىفرمايد ، بلكه به فضل و كرمش چشم پوشى فرموده و گذشت بر ايشان را اختيار مىكند .
احتمالات در معناى اداى امانت
مراد از امانت در جمله : « تُؤَدِّىَ عَنِّى أَمانَتِى » ممكن است امانتهاى ظاهرى باشد كه كسى از كسى ديگر ، چيزى را به امانت گرفته و نتوانسته به هر علّت آن را باز پس دهد و يا منظور ، نعمتهاى ظاهرى است كه خداوند به رسم امانت به بندگانش عطا فرموده ، اما ايشان عمل به وظايف امانتدارى را انجام ندادهاند و يا موضوع ، عرض امانت ازلى الهى مىباشد ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
« 1 »
ما امانت [ ولايت ] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم ، پس از برداشتن آن سرباز زدند و از آن هراسناك شدند ؛ ولى انسان آن را برداشت ، راستى او ستمگرى نادان بود .
گويا با اين تقاضا مىفرمايد : خداوندا ! آن چه را كه در ازل قبول نمودهام ، در اين جهان بر آن استوارم دار و يا آن كه توفيق بده در اين عالم آن را به ياد آورم تا از دسته
هامش
( 1 ) . سورهى احزاب ، آيهى 72 .