بر طرف شدن سختى و رنجورى خوانده مىشود ، بر طرف مىشود . و از تو مسألت دارم به آن نامهايت كه وقتى براى آسان شدن راههاى سختى و دشوارى خوانده مىشود ، آسان و راحت مىگردد و از تو درخواست مىكنم به آن اسمهايت كه وقتى براى زنده شدن مردگان خوانده مىشود ، زنده مىگردند .
اسماء ؛ نامهاى مناسب با مخلوقات خوانده شده و يا محمد و آل محمد - عليهمالسّلام -
ممكن است منظور از اسماء ، اسمهايى باشد كه مناسب با خلقت خوانده شدههاى فوق ، و يا مناسب با حلّ مشكلات ياد شده باشد و يا مراد هر اسمى است كه حضرت حقّ به آن خوانده مىشود ، موافق با خواستهى خواننده باشد ، يا نباشد .
ظاهر اين است كه احتمال اوّل اراده شده ؛ زيرا ذيل هر بخش از مسألتهاى پنجگانه فوق ، شاهد بر بيان نخستين مىباشد .
نيز ممكن است مراد از اسماء ، مسمّيات كامل جهان ؛ هستى محمّد و آل او - عليهمالسّلام - باشند ؛ زيرا پس از تعليم همهى نامهاى الهى به آدم - عليهالسّلام - كه :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 1 » ؛ ( و [ خدا ] همه [ معانى ] نامها را به آدم آموخت . ) فرموده شده :
ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ
« 2 » ؛ ( سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود . ) ضمير « هُمْ » گويا به خلفاء اشاره باشد و سپس به ملايكه فرموده شده : به من خبر دهيد كه اين خلفا چه كسانى هستند :
فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
« 3 » ؛ ( اگر راست مىگوييد از اسامى اينها به من خبر دهيد . ) بنابراين ،
هؤُلاءِ
مُسَمّياتى هستند كه مقام خلافت تامّه را دارا و متجلّى به تمام كمالات و نامهاى الهى گشتهاند و آنان ، محمّد و آل او - عليهمالسّلام - مىباشند كه در احاديث « 4 » ، به آن اشاره شده است . به اين نظر مىتوان گفت : مسألت به
هامش
( 1 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . بحارالانوار ، ج 26 ، ص 335 ، باب 8 .