أَنْ يَتُوبَ عَلَىَّ أَضْعافَ . . . » « 1 »
و از خداوندى كه معبودى جز او نيست و زنده و پاينده [ و بر پا دارندهى موجودات و تأمين كننده مصالح آنها ] است و گناهان را مىآمرزد ، آمرزش مىطلبم و به سوى او توبه مىنمايم و از او مىخواهم كه توبهى مرا بپذيرد ، به اندازهى چندين برابر . . .
تكميل معناى تهليل و استغفار و بىحدّ بودن كمالات و ذات حق
در تمام جملههاى پنجگانه تحميد ، تهليل ، تكبير ، تسبيح ، استغفار ، عبارت : « أَضْعافَ جَمِيعِ خَلْقِهِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ » آمده است . بايد ديد از اين تعبير همه مخلوقات الهى اراده شدهاند و يا انسان به تنهايى ؟ و ربط معانى جملههاى تكرار شده با تمام الفاظ پنجگانه در چيست ؟ مىتوان گفت : علّت اضافه بخش تهليل و استغفار ، تكميل آن دو از نظر معنى است و علّت تكرار جملههاى ذيل حمد و تهليل و تكبير و تسبيح و استغفار ، بىحدّ بودن حق سبحانه در ذات و كمالات و حدّ پذيرى مظاهرش از هر نظر مىباشد ؛ چرا كه تمام الفاظ پنجگانه ، به اعتبارى تسبيح هستند ( به بيانى كه در بخش سوم مىآيد . )
تحليل مراد از خلق اوّلين و آخرين
ممكن است مراد از خلق اوّلين و آخرين ، مخلوقى است كه نام خلق الهى به خود گرفته باشد و همه مخلوقات الفاظ پنجگانه را به تكوين و غير تكوين ، به حساب محدوديّتشان و بىحدّى الهى دارند . و يا تنها از خلق اوّلين و آخرين ، انسان به خصوص اراده شده باشد ؛ زيرا مخلوقات ديگر نمىتوانند غير از حمد و تسبيح را داشته باشند .
با اين همه ، گمان مىشود احتمال اوّل ترجيح داشته باشد ؛ زيرا همان طورى كه گفته شد ، الفاظ پنجگانه ، همه به اعتبار محدوديّت عالم خلقى به اعتبارى تسبيح مىباشند ،
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 424 .