و از تو اى خدا ! حقايق ايمان و راستى [ و راستگويى ] در تمامى جايگاهها و گذشت و عافيت و يقين و كرامت در دنيا و آخرت و شكر و نگريستن به روى [ نامها و صفات ] گرامىات را خواستارم ؛ زيرا اعمال شايسته ، تنها به نعمت تو كامل مىگردد .
حقيقت ايمان ؛ كفر به ما سوى اللَّه تعالى
از جملهى آخر : « فَإِنَّ بِنِعْمَتِكَ تَتِمُّ الصّالِحاتُ » استفاده مىشود كه تمام تقاضاهاى هشتگانهى پيش از آن ، از نعمتهاى الهى به حساب مىآيند و اگر خداوند به كسى توفيق نيل به آنها را دهد ، به كمال منزلت والاى انسانيّت راه يافته . حال ببينيم مراد از « حَقائِقَ الْإِيمانِ . . . فِى الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ » چيست ؟ ايمان حقيقى ، خود توجّه تامّ به پروردگار و كفر به ماسواى اوست ، خداوند مىفرمايد :
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها
« 1 »
پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد ، به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست ، چنگ زده است .
مىتوان به اعتبار استعمال لفظ حقايق به صيغهى جمع گفت : زندگى مادّى و معنوى مؤمن ، وقتى به يقين و رضا و توكّل و تسليم و صبر و تفويض و . . . به پروردگار آراسته گردد ، به حقايق ايمان راه يافته و گرنه ايمان به تنهايى ، جز عمل به دستورات اسلامى نمىباشد . در حديث آمده است :
- « أَلْإِيمانُ شَجَرَةٌ أَصْلُهَا الْيَقِينُ ، وَ فَرْعُها التُّقى ، وَ نَوْرُهَا الْحَياءُ ، وَ ثَمَرُهَا السَّخاءُ . » « 2 »
ايمان ، درختى است كه ريشهى آن يقين و شاخهى آن تقوى و شكوفهى آن حيا و ميوهى آن سخاوت است .
هامش
( 1 ) . سورهى بقره ، آيهى 256 .
( 2 ) . فهرست موضوعى غرر و درر ، باب الايمان ، ص 24 .