معناى دقيق عفو ، معافات ، يقين و كرامت در دنيا و آخرت
در توضيح مراد : « وَالْعَفْوَ ، وَالْمُعافاةَ ، وَ الْيَقِينَ ، وَالْكَرامَةَ فِى الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ » چيست ؟
مىتوان بنابر معناى لغوى عفو كه تجاوز از گناه و معافات كه بىنياز نمودن خداوند بنده را از ديگران و ديگران را از وى است ، گفت : از جمله فوق ، معناى ظاهرى آن اراده شده است . نيز ممكن است به اعتبار جملههاى گذشته : « حَقائِقَ الْإِيمانِ ، وَالصِّدْقَ فِى الْمَواطِنِ » و جملههاى بعد از جمله فوق : « وَ الْيَقِينَ ، وَالْكَرامَةَ » گفت : مراد از « عفو » ، تقاضاى عدم توجّه به گناه وجودى و نيل به مقام مخلصيّت است و مراد از « معافات » ، تقاضاى شهود بىنيازى وى از خلق و خلق از او باشد و مراد از « يقين » ، تقاضاى نيل به مرحله حقّ اليقين و از « كرامت » ، تقاضاى اعلى مرحله تقوا كه در كنف لطف الهى قرار گرفتن است ، باشد . البته تحقق معانى فوق در اين عالم ، بىشك و ترديد آثارى در جهان ديگر خواهد داشت .
معناى دقيق شكر
ممكن است مراد از شكر : « وَالشُّكْرَ » به اعتبار مسألتهاى پيشين ، تقاضاى شكر در مقابل نيل به نعمتهاى معنوى يا اعلى درجهى شكر كه خود را در مقابل ذات ربوبى گم كردن و از خويش خبر نداشتن است ، باشد .
لقاى الهى ؛ نظر به وجه حق تعالى
مراد از : « وَالنَّظَرَ إِلى وَجْهِكَ الْكَرِيمِ » ، تقاضاى گشوده شدن ديدهى دل به تجليّات اسامى و صفاتى و يا ذاتى او سبحانه ( به اعتبار عينيّت داشتن نامها و صفاتش با ذات ) در دنيا و آخرت باشد . در واقع ، ذكر اين بخش در انتهاى خواستههاى گذشته را مىتوان نتيجه مسألتهاى پيشين دانست ، كه همان لقاى پروردگار مىباشد ، واللَّه تعالى و اوليائه اعلم بحقيقة المعنى .