توجه داشته باشد و چون اقتضاى اوّليّهى عالم بشريّت و خواستههاى او در هر يك از امور شهوانى ، بىحدّى و افراط آن را طلب مىكند و اين امر سبب بىعنايتى وى به روحانيّت و ملكوتش مىگردد ، خداوند سبحان ، انبيا و برجستگان خود - عليهمالسّلام - را كه از امر فوق عصمت دارند فرستاده تا منحرفين از حدّ اعتدال در امور عالم طبع را به حدّ اعتدال راهنمايى نمايند و آنان با اين هدايت ، از توجه به ملكوت و فطرت توحيدى خويش باز نمانند و به غرض غايى از خلقت نايل گردند .
خداوند مىفرمايد :
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ
« 1 »
به راستى [ ما ] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند .
حرص در خواستههاى عالم بشرى ؛ ريشهى همه مفاسد
علاوه ، نظم اجتماع و عدم فساد آن نيز اقتضاى اعتدال در تمام امور عالم طبع را مىنمايد . اين جاست كه روشن مىشود چرا فرموده شده : « أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ » ؛ زيرا همه صفات و اخلاقهاى ناپسند و خودخواهىها و هواپرستىها ، از حريص بودن نسبت به خواستههاى بيش از اندازه عالم بشرى و غفلت از عالم روحى پديد مىآيد و گرنه انسان با چند لقمه غذا سير مىشود و با تحليل آن گرسنه .
وقتى كسى مبتلا به امر اوّل شد ، ناچار به : « قَلْبٍ لا يَخْشَعُ » و به : « دعاءٍ لا يُرْفَعُ » و به : « صَلاةٍ لا تُقْبَلُ » دچار خواهد شد ؛ چرا كه سروكار او ، همواره با شهواتش مىباشد .
و بر عكس آن كس كه حدّ اعتدال را در امور مادى خويش اختيار نمايد ، از توجه به امر روحى خويش باز نخواهد ماند و قلب خاشع و دعاى مرفوع و نماز مقبول خواهد داشت .
هامش
( 1 ) . سورهى حديد ، آيهى 25 .