- « ثَمَرَةُ الْإِيمانِ ، أَلْفَوْزُ عِنْدَاللَّهِ . » « 1 »
ثمرهى ايمان ، كاميابى نزد خداوند است .
- « ثَمَرَةُ الْإِيمانِ ، أَلرَّغْبَةُ فِى دارِ الْبَقاءِ . » « 2 »
ثمرهى ايمان ، تمايل به سراى پايدارى است .
- « لا يَصْدُقُ إِيمانُ عَبْدٍ حَتّى يَكُونَ بِما فِى يَدِاللَّهِ سُبْحانَهُ ، أَوْثَقَ مِنْهُ بِما فِى يَدِهِ . » « 3 »
ايمان هيچ بندهاى درست نمىشود ؛ مگر اين كه به آن چه در دست خداوند سبحان است ، اميدوارتر از آن چه در دست اوست ، باشد .
- « أَصْلُ الْإِيمانِ حُسْنُ التَّسْلِيمِ لِأَمْرِاللَّهِ . » « 4 »
ريشهى ايمان ، تسليم نيكو در برابر امر خداست .
دستگيرى ، معناى صدق در مواطن دنيا و آخرت
دربارهى مراد از « أَلصِّدْقَ فِى الْمَواطِنِ كُلِّها . . . فِى الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ » بايد گفت : بشر در دوران زندگى خود ، پس از تكليف و يافتن عقل و شعورى كه بتواند مورد امر و نهى الهى قرار گيرد ، تا پايان عمر ، هر روز و هر ساعت ، پستى و بلندىهايى در امور مادى و معنوى خويش پيش رو دارد ؛ از سويى هواهاى نفسانى و خطورات شيطانى و تعلّقات عالم طبع ، او را به خود دعوت مىكند و از ديگر سوى خداوند متعال از او خواستههايى را مىطلبد . چون شخص مؤمن خويش را مقيّد به اطاعت از حق سبحانه نموده ، يا در حقايق ايمان قرار گرفته ( به بيانى كه گذشت ) ناچار است دايماً ( از ترس آن كه مبادا از حريم الهى منحرف شود و در دام نفس و شيطان و تعلّقات گرفتار گيرد ) بگويد :
« أَسْأَلُكَ . . . أَلصِّدْقَ فِى الْمَواطِنِ كُلِّها » تا پس از گذشت از اين جهان نيز معانى صادقانه در مواطن بعد از اين عالم ، دستگيريش نمايد .
هامش
( 1 ) . فهرست موضوعى غرر و درر ، بابالايمان ، ص 24 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . همان .