خداوندا ! تويى اوّلى كه پيش از تو چيزى نيست و تويى آخِرى كه بعد از تو چيزى نيست و تويى باطنى كه پايينتر از تو [ يعنى نفوذ كنندهتر و يا :
نزد تو ] چيزى نيست .
معناى دقيق « باطن »
اين بخش به اضافه بخش 4 و 5 گذشته ، مىتواند بيانى براى معناى آيه شريفه باشد كه مىفرمايد :
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 1 »
اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن .
غرض ما از ذكر جملههاى فوق ، تنها توجه دادن خوانندگان است به بيان معناى « باطن » در فراز دعا : « فَلَيْسَ دُونَكَ شَىْءٌ » بخواهد بفرمايد : خداوندا ! اين تويى كه پيش از هر چيز مىباشى و هر چيز به تو ظهور پيدا مىكند و اين تويى كه پس از نبود هر مظهر خواهى بود . جنبه مخلوقيّت هر موجود نيز بدون حضرتت استقرار و قيامى نمىتوانند داشته باشد ؛ زيرا عالم خلقى موجودات ، به عالم امريشان وابستگى دارد و آن نيز تو و نامها و صفاتت مىباشد ، پس : « لَيْسَ دُونَكَ شَىْءٌ » .
خداوند هم مىفرمايد :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
« 2 »
و هيچ چيز نيست ؛ مگر آن كه گنجينههاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازهاى معين فرو نمىفرستيم .
پس مظاهر همه ، منزل خزاين - نامها و صفات الهى - مىباشند ، از اين رو بلافاصله مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سورهى حديد ، آيهى 3 .
( 2 ) . سورهى حجر ، آيهى 21 .