عزت در مقام مخلَصيّت
البته دو بيان مناجات شعبانيه با : « تَعَزَّزْتَ فِى مُلْكِكَ وَ لَمْ يُشْرِكْكَ أَحَدٌ فِى جَبَرُوتِكَ » كه در دعاى فوق آمده ، منافات ندارد ؛ زيرا اين تقاضا ، براى غير امام - عليهالسّلام - درخواست نايل شدن به منزلت مخلَصيّت و فناى تامّ و براى امام معصوم - عليهالسّلام - تمنّاى دوام آن مىباشد و در اين منزلت ، بنده ديگر براى خويش وجودى و كمالاتى نمىبيند ، تا گفته شود منافاتى ميان آن دو بيان است ، بلكه قرار گرفتن در مقام عزت و مالكيت الهى و ملحق شدن به آن منزلت مىباشد .
( 834 )
« وَ أَنْتَ الَّذِى قَهَرْتَ كُلَّ شَىْءٍ بِعِزَّتِكَ ، وَ عَلَوْتَ كُلَّ شَىْءٍ بِفَضْلِكَ . » « 1 »
و تويى خدايى كه با مقام عزّتت بر هر چيز چيرهاى و با تفضّلت بر هر چيز برترى دارى .
عالم ملكوت و احاطه حق تعالى ؛ فضل الهى بر مظاهر
معناى دو بخش فوق را مىتوان از بيانات گذشته استفاده نمود . اما در توضيح اين كه چگونه فضل الهى اقتضا مىكند تا خداوند بر همه اشياء علوّ داشته باشد ؟ « عَلَوْتَ كُلَّ شَىْءٍ بِفَضْلِكَ » مىتوان گفت : اگر عالم امرى و ملكوتى و نامها و صفات ، بلكه ذاتى الهى ( به بيانى كه گذشت ) نبود ، هيچ مظهرى را وجود و ظهور و كمالى حاصل نمىشد ، پس عالم ملكوتى علوّ و احاطه حضرت حق تعالى بر عالم خلقى مظاهرش را مىتوان فضل الهى دانست و گرنه آنها را حيات و هستى نبود . خداوند مىفرمايد :
- وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
« 2 »
و هيچ چيز نيست ؛ مگر آن كه گنجينههاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازهى
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 370 .
( 2 ) . سورهى حجر ، آيهى 21 .