ظهور مظاهر ؛ عالم امر
از آيات فوق استفاده مىشود كه عالم امر ، حقيقتى است كه جهان خلقى بدان وابسته است و بدون آن تحقّقپذير نبوده و نخواهد بود و آن نمىباشد ؛ مگر ذات و نامها و صفات الهى ( به بيانى كه گذشت ) كه محيط به جهان هستى مىباشد ، احاطه و معيّتى كه در نور خورشيد با شعاعش و در آب دريا با حبابها و امواجش ديده مىشود و چنان چه در آيات فوق ملاحظه مىشود ، به ظهورات مظاهر ، اطلاق « امر » شده ، به اين حساب كه اشياء ، مظهر نامها و صفات او سبحانه مىباشند .
پس از اين مقدمه ، مىتوان فهميد كه چرا خداوند در قرآن مقام عزّت را ( كه جانبدارى و غلبه است ) به خود نسبت مىدهد و چرا در دعا نيز : « تَعَزَّزْتَ فِى مُلْكِكَ » فرموده شده ؛ زيرا بىملك و ملكوت و عالم امر ، هيچ چيزى در وجود و كمالاتش بود و هستى نمىتواند داشته باشد . از اين رو بلافاصله مىفرمايد : « لَمْ يُشْرِكْكَ أَحَدٌ فِى جَبَرُوتِكَ » ؛ جبروت ، همان سلطهى الهى بر خلايقش مىباشد و چرا در دعا فرموده :
« أَنْتَ الَّذِى عَلا كُلَّ شَىْءٍ مُلْكُكَ » و « وَ مَلَكَ كُلَّ شَىْءٍ أَمَرْتَ » . در دعاى كميل نيز آمده است :
« وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتى غَلَبْتَ بِها كُلَّ شَىْءٍ ، وَ بِعِزَّتِكَ الَّتى لا يَقُومُ لَها شَىْءٌ . » « 1 »
و به جبروت و عظمتت كه به وسيلهى آن بر هر چيز غلبه نمودى و به عزّت و سرافرازىات كه هيچ چيز نمىتواند در برابر آن قيام كند [ و خود را نشان دهد ] .
در مناجات شعبانيّه مىخوانيم :
- « وَ تَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ . » « 2 »
تا روحهايمان به مقام پاك عزّتت آويزان و متّصل گردد .
- « إِلهِى ! وَ أَلْحِقْنِى بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ . » « 3 »
و مرا به درخشندهترين نور مقام عزّتت بپيوند .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 706 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 678 .
( 3 ) . همان .