تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
( 832 ) « أَنْتَ الَّذِى لا تَنْسى مَنْ ذَكَرَكَ ، وَ لا يَضِيعُ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ . » « 1 » تو همان خدايى هستى كه هر كس كه تو را ياد كند ، او را فراموش نمىكنى و هر كس بر تو توكل نمايد ، ضايع نمىكنى .

لزوم تطبيق تشريع با تكوين و غير تكوين

آرى ، همه مظاهر عالم وجود ، همواره به حقيقت خويش ، يعنى خداوند كه كنار از آن‌ها نمىباشد و محيط به آن‌هاست ، توجه دارند و او سبحانه - كه ظهور دهنده‌ى آنان است - محال است با بودنش با آن‌ها ، لحظه‌اى از آن‌ها غافل باشد و يا حقّى كه در انتهاى وجودىشان قرار داده ، ضايع گرداند و از طرفى ديگر ، نسبت نسيان و تضييع به حضرتش دادن ، در حقيقت قايل شدن به نقص در ربوبيّت او است . بنابراين بيان فوق را نسبت به تكوين و غير تكوين همه مظاهر مىتوان گفت ( به بيانى كه در گذشته داشتيم ) ، ولى انسان و موجودات صاحب تكليف ظاهر شرعى ( علاوه بر تكوين و غير تكوين ، در ذكر او سبحانه و توكّلشان و غيرهما به خداوند ) ، وظيفه‌اى ديگر نيز دارند و آن تطبيق تشريع خويش با تكوين و كناره نگرفتن از اين امر مىباشد . اين جاست كه عنايت و الطاف مخصوص الهى ، شامل حال چنين بنده‌اى خواهد شد و اسم آن را مىشود : « لا تَنْسى مَنْ ذَكَرَكَ ، وَ لا يَضِيعُ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ » گذاشت . البته اين تطبيق دادن تشريع با تكوين و غير تكوين ، نبايد تنها لفظ باشد ؛ زيرا گفتار كى مىتواند به جاى كردار و حقيقت امر بنشيند ؟ ( بيان فوق را مىتوان در تمام امور بين خدا و بندگان صاحب تكليف قايل شد ، در گذشته نيز سخنى نسبت به دعا گذشت . )
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 370 .