تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
اظهارات امام - عليه‌السّلام - در اين امر داشتيم ، در اين دو بيان فوق كه با « إِلهِى » شروع مىشود نيز بايد در نظر گرفته شود . « 1 » علاوه ، آن حضرت - عليه‌السّلام - با بيان : « أَنْطَقَنِى كَرَمُكَ » و « أَطْمَعَتْنِى مِنَنُكَ » مىفهماند كه توجه به كرامت و عطاياى الهى است كه مىتواند بندگان الهى را از احساس جدايى و دورى از حضرت حق ( كه به سبب توجّه به عالم خاكى حاصل شده ) آسوده خاطر نمايد .

نفى انتساب حقايق به خويش

امّا اين كه حضرت حقايق خويش را دعاوى برشمرده : « مَنْ كانَتْ حَقائِقُهُ دَعاوِىَ » به اين اعتبار است كه حقايق ، گرچه صورتاً انتساب به آن حضرت - عليه‌السّلام - دارد ، از حضرت حق سبحانه مىباشد و در واقع آن جناب ، اين كلام را براى نفى انتساب حقايق به خود فرموده و مراد از دعاوى نيز دعاوى منتسب با عالم ماده و تبعات آن است كه ادّعايى جز دادن نسبت‌هاى مجازى به خود نيست ؛ چرا كه باز همگى از خالق و ظهورات نام‌ها و صفات اويند . از اين رو بلافاصله مىفرمايد : ( 764 ) « إِلهِى ! حُكْمُكَ النّافِذُ وَ مَشِيَّتُكَ القاهِرَةُ لَمْ يَتْرُكا لِذِى مَقالٍ مَقالًا ، وَ لا لِذِى حالٍ حَالًا ، إِلهِى ! كَمْ مِنْ طاعَةٍ بَنَيْتُها ، وَ حالَةٍ شَيَّدْتُها ، هَدَمَ اعْتِمادِى عَلَيْها عَدْلُكَ ، بَلْ أَقالَنِى مِنْها فَضْلُكَ . » « 2 » معبودا ! فرمان نافذ و گذرا و مشيّت چيره‌ى تو ، نه جاى سخن براى گويندگان گذاشته است و نه جاى حال براى اهل حال . معبودا ! چه بسيار طاعت و عبادت‌هايى كه بنا نهادم [ و انجام دادم ] و يا حالاتى كه بالا بردم [ و در خود به وجود آوردم ] ولى عدالت تو اعتماد من بر آن‌ها را ويران كرد ، بلكه تفضّلت مرا از دست آن‌ها گرفت .
هامش
( 1 ) . به بخش‌هاى پيشين رجوع شود . ( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 348 .
نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 215 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)