( 762 )
« إِلهِى ! عَلِمْتُ بِاخْتِلافِ الْآثارِ وَ تَنَقُّلاتِ الْأَطْوارِ أَنَّ مُرادَكَ مِنِّى ، أَنْ تَتَعَرَّفَ إِلَىَّ فِى كُلِّ شَىءٍ حَتّى لا أَجْهَلَكَ فِى شَىْءٍ . » « 1 »
معبودا ! با پى در پى آمدن آثار [ و مظاهر ] و دگرگونى حالات دانستم كه مقصود تو [ از آفرينش ] من اين است كه خود را در هر چيز به من بشناسانى ، تا در هيچ چيز به تو جاهل نباشم .
نفى شناسايى خداى وهمى و خيالى و توجه به توحيد حقيقى
آرى ، خداوند با همه موجودات و محيط به آنان مىباشد نه در كنار آنها و ظهورات مظاهر نيز به نامها و صفات او آشكار شده ، نامها و صفاتى كه عينيّت با ذاتش دارند و كثرت در آنها چون مظاهرش راه ندارد . دليل بر بيان فوق ، گفتار كتاب و سنّت نبوى - اعمّ از احاديث و خطبات و ادعيه مأثوره - و عقل و شهود عرفاى باللَّه مىباشد . بنابراين اگر بنا باشد خداوند خويش را به بندگانش بشناساند ( كه هست ) به نازلترين شناسايى - كه همان پى بردن از آثار به صاحب اثر - و يا اعلاترين شناسايى - كه او را به او شناختن است - بايد از مجاز به حقيقت و از ملك به ملكوت باشد ، نه تنها خيال خدايى كه جز وَهْم چيز ديگرى نيست . نكته ديگر اين كه غرض غايى از خلقت بشر ، بيهوده نبوده و براى عبوديّت و شناسايى اوست . آيات و آثار نبوى و عقل و شهود نيز بر اين امر شاهد است ( مكرّر از آنها ذكر شد ) .
شناسايى درست حق تعالى در كلام امام حسين - عليهالسّلام -
پس از اين مقدّمه ، اگر به كلام حضرت سيّدالشّهدا - عليهالسّلام - نظر نماييم ، مىبينيم آن جناب در اين فراز دعا ، به حقيقتى اشاره مىفرمايد كه خود به اعلا درجه ، شاهد آن
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 348 .