( 760 )
« إِلهِى ! إِنْ ظَهَرَتِ الْمَحاسِنُ مِنِّى فَبِفَضْلِكَ دَلَكَ الْمِنَّةُ عَلَىَّ ، وَ إِنْ ظَهَرَتِ الْمَساوِى مِنِّى فَبِعَدْلِكَ وَ لَكَ الْحُجَّةُ عَلَىَّ . » « 1 »
معبودا ! اگر خوبىها از من آشكار شود ، به تفضّل توست و تو به من ارزانى داشتهاى و اگر بدىها از من آشكار گردد ، به عدل توست و تو بر من [ حقّ اقامهى ] حجّت [ و تسلّط ] دارى .
معناى نسبت بدىها از سوى امام حسين - عليهالسّلام - به خويش
پيش از اين كه به بيان معناى جملههاى فوق بپردازيم تذكر اين مطلب لازم است كه محاسن و خوبىها و مساوى و بدىها ، دامنه معنايى وسيعى ( به حساب معناى شرعى و عرفى ) دارند ، هم چنان كه حسنه و سيّئه نيز چنين است . توضيح آن كه خوبىها ، شامل معانى متعددى است ، چون : توجّهات كامل به خداوند در تمام شبانهروز ، داشتن اخلاق حسنه الهى و صفات پسنديده يقين و رضا و توكّل و تسليم و غيره داشتن و همچنين عبادات خالصانه از واجبات و مستحبات و اخلاقيات و خوبىهاى اجتماعى و انفرادى و . . . - كه شرع مقدّس آن را امضاء فرموده - و بدىها ، خلاف خوبىهاى را شامل مىگردد . بنابراين ، حضرت - عليهالسّلام - اگر در كلام فوق سخن از حسنات و خوبىها به ميان آورده ، ممكن است نيكىهايى كه شايسته شأن آن جناب - عليهالسّلام - مىباشد را اراده فرموده باشد ؛ و اگر سخن از بدىها به ميان آورده ، بدىهايى است كه شايسته مقام و منزلت آن حضرت نيست و يا آن چه كه حضرت ، سرزدن آن را از خويش در پيشگاه الهى بد مىداند ، در عين خوب بودن آن - به حساب ظاهر - و لزوم انجامش به حساب وظايف عالم طبع « 2 » ، از اين رو در قسمتى مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 348 .
( 2 ) . توضيح اين نكته در ضمن فرازهاى گذشته ذكر شد .