هر لحظه در جهان ، بدون تدبير الهى حاصل نشده و نمىشود ، خواه نسبت به امور داخلى و خارجى بشر باشد يا نسبت به موجودات ديگر ؛ و نيز معلوم است كه مقادير و قَدَر و اندازه هر چيزى كه به تدبير الهى حاصل مىشود ، نسبت به تمام مظاهر و به خصوص انسان ، به حسابى است كه اقتضاى خلقى هر يك در آن مىباشد و روشن است كه عارف باللَّه كسى را مىگويند كه در مقام شهود الهى و كمالات او قرار گرفته و همه چيز و هر حركت و سكونى را به او و از او و با او مشاهده مىنمايد .
نداشتن دلبستگى و عدم يأس خاصّ عارف باللَّه در امور
پس از اين مقدمه مىگوييم : چون اختلاف تدبير الهى و سرعت گذشتن و پيچيده شدن تقديرات او سبحانه در هر لحظه ( به بيانى كه گذشت ) براى عارف باللَّه ، خواه در امور خود و يا ديگر مظاهر ، آشكار است ، نمىتواند دلبستگى و آرامش و سكون نسبت به عطاياى الهى پيدا كند و امكان ندارد از عطاياى ديگر او در ابتلائات مأيوس و نااميد شود ، ولى براى غير عارف ممكن نيست كه اختلاف تدبير الهى و سرعت گذشت تقديرات او سبحانه در وى اثر نگذارد ، مگر آن كه اهل تدبّر و تفكّر باشد و در اين صورت نيز نمىتواند چون عارف ، همواره در آرامش باشد و يا در ابتلائات ، يأس و نااميدى را به خود راه ندهد ، اين جاست كه روشن مىشود چرا فرموده شده : « عِبادكَ الْعارِفِينَ بِكَ » و فرموده نشده : « أَلْعالِمِينَ بِكَ » ، فتأمّل .
( 758 )
« إِلهِى ! مِنِّى ما يَلِيقُ بِلُؤْمِى ، وَ مِنْكَ ما يَلِيقُ بِكَرَمِكَ . » « 1 »
معبودا ! از من آن چه به پستى من سزاست [ سر مىزند ] و از تو آن چه به كرم تو زيبنده است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 348 .