آن نفوذ كند و نه صداى آهستهى گام برداشتن در زمين ، مگر اين كه به [ اذن و ] حقّ او باشد .
جريان همه امور عالم بر عدل الهى
از بيان دعا ، اگر چه مربوط به پاداش گناهان در قيامت است ( به دليل كلمات قبل و بعد ) ، مىتوان استفاده نمود كه تمام امور الهى جز بر عدل و حكمت نبوده و نمىباشد و احكام و فرامين الهى نيز خواه معروف و خواه منكر ، دعوت به عدل و پرهيز از خلاف عدل است . خداوند مىفرمايد :
- وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ
« 1 »
و سخن پروردگارت به راستى و داد سرانجام گرفته است و هيچ تغيير دهندهاى براى كلمات او نيست .
- شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
. . .
قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
« 2 »
خداوند گواهى مىدهم كه معبودى جز او نيست . . . در حالى كه همواره به عدل ، قيام دارد و معبودى جز او نيست و سرافراز و فرزانه است .
و در گفتار حضرت على - عليهالسّلام - نيز آمده است :
- « وَ عَدَلَ فِى كُلِّ ما قَضى . » « 3 »
و در تمام آن چه قضا و ارادهى حتمىاش بدان تعلّق گرفته ، دادگرى نموده است .
- « أَلْحَمْدُللَّهِ الَّذِى . . . قامَ بِالْقِسْطِ فِى خَلْقِهِ ، وَ عَدَلَ عَلَيْهِمْ فِى حُكْمِهِ . » « 4 »
ستايش خدايى را كه . . . در ميان مخلوقات به عدالت رفتار كرده و در فرمانش بر آنان ، دادگرى نموده است .
هامش
( 1 ) . سورهى انعام ، آيهى 115 .
( 2 ) . سورهى آل عمران ، آيهى 18 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبه 191 .
( 4 ) . نهج البلاغه ، خطبه 185 .