( 741 )
« يا مَنْ هُوَ قآئِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ . » « 1 »
اى كسى كه اعمال همگان ، به او بستگى دارد .
قوام همه امور به حق تعالى و معناى بسيار دقيق آن
اين بخش مضمون بيان آيهى شريفه است كه مىفرمايد :
أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ
« 2 »
آيا كسى كه بر هر شخصى بدانچه كرده است مراقب است [ مانند كسى است كه از همه جا بى خبر است ] ؟ و براى خدا شريكانى قرار دادند .
گويا حضرت - عليهالسّلام - با اين بيان كوتاه : « هُوَ قآئِمٌ وَ بِما كَسَبَتْ » به توحيد فعلى و صفتى و اسمى و ذاتى اشاره دارد ؛ زيرا حضرت - عليهالسّلام - پيش از اين كلام و بعد از آن ، با نداهاى افعالى و اسمايى و صفاتى و ذاتى ، حضرت حقّ سبحانه را نسبت به 40 امر خوانده و در قسمتى ديگر بعد از آن هم با 25 امر فعلى و صفتى ، با تكرار لفظ « أَنْتَ » « أَنْتَ » نسبت امور افعالى و صفاتى به او سبحانه داده و جملهى فوق در ميان اين امور واقع شده است .
گويا حضرت - عليهالسّلام - در مقام آن بوده كه بگويد و خوانندگان را توجّه دهد كه :
هيچ كس به ذات و صفت و اسم و فعل در تمام امور از خود چيزى ندارد و همهى امورش به او سبحانه قائم است ؛ چرا كه حضرتش سبحانه در كنار مظاهرش نبوده و نمىباشد تا بتوان چيزى از افعال و صفات و اسماء و حتّى ذاتشان را به غير او سبحانه نسبت داد ، تنها چيزى كه مىتوان به بندگان نسبت داد ، اختيار امور عدميّه است ( يعنى عدم اختيار خوبىها و بدى را طلب نمودن ) آن هم جز عدم اختيار غير ، چيزى نيست تا نسبت به حق داده شود ؛ پس بايد گفت : « يا مَنْ هُوَ قآئِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ ! » .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 344 .
( 2 ) . سورهى رعد ، آيهى 33 .