لزوم خواندن حضرت حق ، هم صدا با عالم تكوين
در فراز دوم : « يا ذَا الْمَعْرُوفِ الَّذِى لا يَنْقَطِعُ أَبَداً » گويا حضرت - عليهالسّلام - مىفرمايد :
خداوندا ! در عين اين كه تو را گرامىترين نامها مىباشد و بندگانت ( به جز مخلَصين ) نمىتوانند آن گونه كه مىباشى به نامهايت بخوانند ، ولى تو را - تكويناً و به غير تكوين - هيچ لحظه و هيچ زمان تا ابد نمىتوانند از خويش ( اگر چه توجه نداشته باشند ) جدا ببينند ، بلكه مىتوان گفت اين امر اختصاص به بشر ندارد ، همهى ذرّات جهان چنين مىباشند . و گرنه تسبيح و تحميد و خضوع و خشوع و سجده و . . . آنها معنى نداشت .
انسان هم اگر چه صورتاً از آن غفلت داشته باشد ، ذرّات وجودش غفلت ندارند ، از اين رو ، دستور داده شده حضرت حق سبحانه را تشريعاً بر طبق تكوين و غير تكوين و با بيانات گوناگون بخوانند . در حديث آمده است :
« أَلْحَمْدُللَّهِ الْمَعْرُوفِ مِنْ غَيْرِ رُؤْيَةٍ . » « 1 »
سپاس خداوندى را كه بدون ديده شدن [ با چشم ، براى همه ] شناخته شده است .
در توضيح اين مطلب بايد گفت : هيچ موجودى امكان ندارد هستى بخش خود را كه محيط به اوست و تمام وجودش به او قائم است ، نشناسد . اگر هم بگويد ، در واقع توجه به توجهش ندارد .
تحقق نيكىهاى حضرت حق ، به گرامىترين نامها
ممكن است منظور از : « ذَا الْمَعْرُوفِ » ، نيكى نمودنهاى او سبحانه به بندگان و مخلوقش باشد ، كه هيچ زمان از آنان قطع نمىشود : « الَّذِى لا يَنْقَطِعُ أَبَداً » و چنان چه لحظهاى عنايات خود را از مظاهرش قطع نمايد ، هيچ خواهند بود . بنابراين معنى جملهى « يا مَنْ لَهُ أَكْرَمُ الْأَسْماءِ ! » در مقام معرّفى نامهاى حضرت حق سبحانه مىباشد ، تا خوانندگان را توجّه دهند كه نيكىهاى او سبحانه ، به گرامىترين اسم تحقّق پيدا مىكند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 183 .