( 724 )
« وَاجْعَلْ سَمْعِى وَ بَصَرِى الْوارِثَيْنِ مِنِّى . » « 1 »
و گوش و چشم را به عنوان دو وارث من قرار ده .
وراثت گوش و چشم ؛ پيروى آنها از عقل و قلب و فطرت
گوش و چشم ظاهرى - كه عظيمترين اعضا و جوارح بشرند - زمانى و لحظاتى مىتوانند وارث گفتار و راهنمايىهاى عقل و قلب و فطرت او باشند ، كه از متابعت آنها سرپيچى ننمايند تا شخص بتواند به سبب يقين به پروردگار به بصيرت در دين دست يابد و از هواها و هوسهاى عالم بشرى ، تجافى حاصل نمايد .
گوش و چشم باطنى ؛ وارث فطرت انسان
ممكن است مراد از سمع و بصر به اعتبار جملهى گذشته : « وَ مَتِّعْنِى بِجَوارِحِى » ، گوش و چشم باطنى و قلبى باشد ؛ زيرا وقتى شخص از جوارح ظاهرىاش به طور شايسته بهرهمند شود ( به بيانى كه گفته شد ) ، چشم و گوش باطنش گشوده خواهد شد و وارث آن خواهند بود .
( 725 )
« وَانْصُرْنِى عَلى مَنْ ظَلَمَنِى . » « 2 »
و مرا بر كسانى كه به من ستم مىكنند ، يارى كن .
نفس و شيطان ؛ ستمگران بر بشر و خلاصى مطلق مخلَصين از ذلت آنان
آنان كه به بشر ظلم مىكنند ، دو گروه مىتوانند باشند : گروه اوّل ، نفس و شيطان و اعوان
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 342 .
( 2 ) . همان .