-
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
« 1 »
پس روى خود را با گرايش تمام به حقّ ، به سوى اين دين كن ، با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است . آفرينش خداى تغييرپذير نيست . اين است همان دين پايدار ، ولى بيشتر مردم نمىدانند .
- قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً
« 2 »
بگو : آرى ! پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده است : دينى پايدار ، آيين ابراهيم حق گراى ! » .
و اين كه دستورات ظاهرى اسلام ( بنا بر بيانات الهى و معصومين - عليهمالسّلام - ) دين ناميده شده ، به اعتبار نشأت گرفتن و مطابقت داشتن آنها با دين فطرى توحيدى است .
پس از استجابت دو جملهى فوق است كه خوانندهى عزيز مىتواند بگويد :
( 723 )
« وَ مَتِّعْنِى بِجَوارِحِى . » « 3 »
و از اعضا و جوارحم ، بهرهمندم ساز .
بهرهمندى از اعضا و جوارح ؛ استعمال آنها در مسير عبوديت
شخص مؤمن وقتى از تمام اعضا و جوارحش به طور شايسته بهرهمند مىگردد كه آنها را در راه عبوديّت الهى به كار زند و طبق فطرت توحيدى و راهنمايىهاى انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - و كتاب و سنّت از آنها استفاده نمايد .
از اين رو باز مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 2 ) . سورهى انعام ، آيهى 161 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 342 .