و در قضا و ارادهى حتمىات ، خير و خوبى را براى من برگزين و در قَدَر و اندازهگيرى امور براى من ، مباركى قرار ده ، تا مقدّم داشتن آن چه را كه به تأخير انداختهاى و يا تأخير آن چه را كه مقدّم داشتهاى ، دوست نداشته باشم .
اختيار آن چه خداوند اختيار فرموده
از جملهى « حَتّى لا أُحِبَّ . . . » ، ظاهر مىشود كه تقاضاى « خِرْ لِى » و « بارِكْ لِى » تقاضاى فعلى آن دو نمىباشد ، بلكه مراد آن است كه مرا به گونهاى قرار ده كه آن چه را تو براى من اختيار نمودهاى ، اختيار من باشد و آن چه در تقديراتم مبارك قرار دادهاى ، نزد من هم مبارك باشد ؛ زيرا علاوه بر جملهى ذيل « حتّى لا احبّ » يعنى : « تَعْجِيلَ ما أَخَّرْتَ ، وَ لا تَأْخِيرَ ما عَجَّلْتَ . » قضا و قدرى كه در خارج پياده شده و ارادهى خداوند بر آن قرار گرفته قابل تغيير نيست تا گفته شود : اينك اختيار فرما و اينك مبارك قرار ده ، مگر آن كه نظر دعا به قضايى باشد كه « بَداء » در آن راه دارد و يا عنايت قدرى باشد كه محو و اثبات :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ
« 1 » ؛ ( خدا آن چه را بخواهد محو و يا اثبات مىكند . ) در آن فرض شود . « 2 »
( 719 )
« أللَّهُمَّ اجْعَلْ غِناىَ فِى نَفْسَى . » « 3 »
خدايا ! بىنيازى مرا در نفْسم قرار ده .
هامش
( 1 ) . سورهى رعد ، آيهى 39 .
( 2 ) . سزاوار است خوانندگان به بيانات روايى و حواشى استاد بزرگوار مرحوم علامه طباطبايى - رضوان اللَّه تعالى عليه - در اصول كافى ( ج 1 ، از صفحات 146 و 147 ، چاپ آخوندى ) كه در اطراف اين امور مشكله بيان نمودهاند ، نظر عميقى داشته باشند .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 342 .