در نافرمانى و غفلت از غرض غايى خلقت و در شقاوت دنيا و آخرت واقعند . خداوند مىفرمايد :
فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى * وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى * قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً * قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى
« 1 »
پس هر كس از هدايتم پيروى كند ، نه گمراه مىشود و نه تيره بخت . و هر كس از ياد من دل بگرداند ، در حقيقت زندگى تنگ [ و سختى ] خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور مىكنيم . مىگويد : پروردگارا ! چرا مرا نابينا محشور كردى با آن كه بينا بودم ؟ مىفرمايد : همانطور كه نشانههاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى ، امروز همان گونه فراموش مىشوى .
احتمالات ديگر در معناى سعادت به تقوا
احتمال دارد مراد از « وَ أَسْعِدْنِى بِتَقْواكَ » ، اشاره به نگاهدارى بنده از سوى پروردگار به تقواى خود باشد تا سعادتمندى به تمام اقسام سهگانه فوق شامل حالش شود و بتواند نگاهدار طاعت او سبحانه گردد و از سعادتمندىهاى دنيوى و اخروى و معنوى سه گانه بهرهمند شود .
نيز ممكن است مراد اين باشد كه مرا متّصف به صفت تقواى خويش گردان ، تا با اين كمال ، از هر نقص و عيب پاكيزه و به هر صفت پسنديده مزيّن گردم .
( 718 )
« وَ خِرْ لِى فِى قَضائِكَ ، وَ بارِكْ لِى فِى قَدَرِكَ ، حَتّى لا أُحِبَّ تَعْجِيلَ ما أَخَّرْتَ ، وَ لا تَأْخِيرَ ما عَجَّلْتَ . » « 2 »
هامش
( 1 ) . سورهى طه ، آيات 123 - 126 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 342 .