وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
« 1 »
و [ به يادآور ] آن گاه را كه حضرت ابراهيم - عليهالسّلام - را پروردگارش با كلمات [ و ابتلائات ] آزمود و او آنها را كاملًا به آخر رسانيد . آن گاه خداوند فرمود : من تو را امام و پيشواى مردم مىگردانم .
تمام اين چهار احتمال به اعتبار اين كه امام - عليهالسّلام - بلا را به خود نسبت داده و فرموده است « عِندىِ » ، قابل توجيه است ؛ زيرا بنابر احتمال اوّل معصوم - عليهالسّلام - همهى امور و مشكلات و ابتلائات عالم طبيعت را از جانب حضرت حق مىبيند و لذا در برابر آنها صابر است و « يا حَسَنَ الْبَلاءِ عِنْدىِ » و بنابر احتمال دوم به لحاظ بهترين بهرهگيرى از مردن و حيات ، همواره شاهد عالىترين مقامات توحيدى است و از اين رو « يا حَسَنَ الْبَلآء عِنْدِى ! » سر مىدهد ؛ و بنابر احتمال سوم ، چون هرگز فريفتهى تعلّقات عالم طبيعت نمىگردد ، ادامهى حيات معنوى و شهود جمال و جلال حقّ سبحانه را تقاضا نموده و مىگويد : « يا حَسَنَ الْبَلآء عِنْدِى ! » ؛ و بنابر احتمال چهارم ، به لحاظ اين كه بار سنگين امانت را - بعد از تحمّل آن در ازل - در عالم طبيعت نيز به دوش مىكشد و مقام امامت به او عطا شده و عمل به خواستهى محبوب ، به كام او شيرين مىآيد ، چنين زمزمه مىكند كه : « يا حَسَنَ البلاءِ عِنْدِى . »
( 352 )
« يا قَدِيمَ الْعَفْوِ عَنِّى ! » « 2 »
اى كسى كه از دير باز مرا عفو فرمودى !
عفو قديمى الهى
امكان دارد مقصود از قدمت عفو الهى با تأكيد بر لفظ « قديم » ، اشاره به خطاى حضرت
هامش
( 1 ) . سورهى بقره ، آيهى 124 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 167 .