( مانند انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - ) ، آن گاه كه به ستايش حضرت حقّ مىپردازد ، با ديدهى دل خواهد ديد كه فقط او سبحانه ، ستايش خود را سزاوار است . از اين رو ، در حديث آمده است كه حضرت حق سبحانه به حضرت موسى - عليهالسّلام - فرمود :
« يا مُوسى ! أُشْكُرْنِى حَقَّ شُكْرِى . »
اى موسى ! به شكر واقعى ، از من سپاسگزارى نما .
عرض كرد : چگونه شكر واقعى تو را به جا آورم ، در حالى كه « لَيْسَ مِنْ شُكْرٍ أَشْكُرُكَ بِهِ إِلّا وَ أَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ . » ؛ ( هيچ شكرى نيست كه تو را بدان سپاسگزارى نمايم ، مگر اين كه تو خود آن را بر من ارزانى داشتهاى . ) اين جا حضرت حقّ فرمود :
« يا مُوسى ! أَلْآنَ شَكَرْتَنِى حِينَ عَلِمْتَ أَنَّ ذلِكَ مِنِّى . » « 1 »
اى موسى ! اكنون از من سپاسگزارى نمودى ، زيرا دانستى شكر نيز از من است .
البته اين بيان ، نبايد سبب شود كه كسى بگويد : چون ستايش حضرت حق به صورت ياد شده ممكن نيست ، پس ما نبايد او را ستايش كنيم ؛ زيرا جملههاى دعا و موارد مشابه آن در دعاهاى ديگر ، هرگز درصدد دعوت به دست كشيدن از ستايش خدا نيست ؛ بلكه در مقام آن است كه بفرمايد : موجودات از اداى حقّ حمد او عاجزاند . از اين رو ، ملاحظه مىشود خداوند به رسول اللَّه - صلّىاللَّهعليهوآله - دستور داده و مىفرمايد :
- فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ *
« 2 »
پس همراه با ستايش پروردگارت ، تسبيح او را بگوى .
- وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً
« 3 »
و بگو : ستايش خداوندى را كه هيچ كس را به فرزندى برنگرفته است .
و نيز دربارهى فرشتگان مىفرمايد :
وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ
« 4 »
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 98 ، حديث 27 .
( 2 ) . سورهى حجر ، آيهى 98 .
( 3 ) . سورهى اسراء ، آيهى 111 .
( 4 ) . سورهى زمر ، آيهى 75 .