بستگى عالم ملك به عالم ملكوت
اگر هر دو جملهى مذكور با لام خوانده شوند : « لِشَىْءٍ » مقصود از آن دو ، بستگى عالم ملك و عالم خلقى به ملكوت و عالم امرى است ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد :
- فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
« 1 »
پس پاك و منزّه است خدايى كه ملكوت [ و باطن ] هر چيز به دست او است و تنها به سوى او بازمىگرديد .
- الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
« 2 »
آفتاب و ماه و ستارگان مسخّر امر او هستند . آگاه باشيد كه [ عالم ] خلق و امر از آنِ او است .
اما اگر با باء خوانده شوند : « بِشَىْءٍ » منظور از آن بىنياز نبودن همهى اشيا در تمام امور به او سبحانه است ؛ زيرا اسباب و مسببّات از خود چيزى ندارند ، بلكه هر چه دارند ، به او سبحانه دارا هستند و معناى جملهى دوّم همان است كه پيش از اين ذكر شد .
( 354 )
« يا مَنْ مَرَدُّ كُلِّ شَىءٍ إِلَيْهِ ! يا مَنْ مَصِيرُ كُلِّ شَىْءٍ إِلَيْهِ ! » « 3 »
اى كسى كه بازگشت هر چيز به سوى تو است ! اى خدايى كه برگشت تمام اشيا به سوى تو است !
بازگشت همهى اشيا به حضرت حقّ
اين دو جمله در مقام تثبيت و تعطيل دو جملهى گذشته و گوياى آن است كه وقتى هيچ چيز از حضرت حقّ بىنياز نباشد و بى او سبحانه نتواند بودى داشته باشد ، ناچار
هامش
( 1 ) . سورهى يس ، آيهى 83 .
( 2 ) . سورهى اعراف ، آيهى 54 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 167 .