- « ثَمَرَةُ الْإِيمانِ أَلْفَوْزُ عِنْداللَّهِ . » « 1 »
ميوهى ايمان ، كاميابى نزد خدا است .
- « لاشَرَفَ أَعْلى مِنْ الْإِيمانِ . » « 2 »
هيچ شرافتى والاتر از ايمان نيست .
- « أَقْرَبُ النّاسِ مِنَ اللَّهِ سُبْحانهُ أَحْسَنُهُمْ إِيماناً . » « 3 »
نزديكترين مردم به خداوند سبحان ، آناناند كه از ايمان نيكوتر برخوردارند .
از اين رو بلافاصله مىفرمايد :
( 309 )
« فَلَكَ الْحَمْدُ حِينَ لَمْ تُفَكِّكْ يَدِى عِنْدَ التَّماسُكِ [ لَمْ تَفْكُكْ يَدِى عِنْدَ اسْتِمْساكى ] بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى ، وَ لَمْ تُشْقِنِى بِمُفارَقَتِها فِيمَنِ اعْتَوَرَهُ الشَّقآءُ . » « 4 »
پس ستايش تنها تو را است آن هنگام كه هنگام چنگ زدن من به دستاويز استوار ، دستم را از آن جدا نساختى و مرا به واسطهى جدايى از آن ، در ميان آنان كه دچار شقاوت و بدبختى شدند ، بدبختم ننمودى .
سپاس براى توفيق استوارى در ايمان به خدا
جملههاى اين فراز بيانگر آن است كه پروردگارا ! اكنون كه تنها عمل و دستاويز من در نزد تو ، ايمانى است كه به توفيق تو برگزيدهام ، لازم مىدانم ستايشم را فقط براى تو قرار دهم ؛ زيرا تو بودى كه آن را از من پذيرفتى و مرا از خود جدا نساختى ، تا از اشقيا به حساب آيم . امكان دارد دو جملهى آخر : « حِينَ لَمْ تُفَكِّكْ . . . وَ لَمْ تُشْقِنِى بِمُفارَقَتِها . . . »
هامش
( 1 ) . فهرست موضوعى غرر و درر ، بابالايمان ، ص 24 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . فهرست موضوعى غرر و درر ، بابالايمان ، ص 25 .
( 4 ) . اقبال الاعمال ، ص 151 .