الْحَىُّ الْباقى الدّآئِمُ . » و اين حاكى از اطلاق و توسعه در معناى حيات دارد .
5 . جملهى « رَبُّ الْعالَمِينَ » به خواننده توجّه مىدهد كه تدبير ، ظهور و وجود هستى تنها به دست با كفايت او است و او خود مستغنى و منزّه از تدبير است ؛ زيرا مىفرمايد :
« تَبارَكَ اللَّهُ » .
( 308 )
« أَللَّهُمَّ ! قَدِ انْتَصَفَ شَهْرُ الصِّيامِ . . . وَ مالِى عُدَّةٌ أَعْتَدُّ بِها فَأَلْجَأُ إِلَيْها وَلا أَعمالٌ مِنَ الصّالِحاتِ أُعَوِّلُ عَلَيْها ، سِوى إِيمانِى بِكَ وَ رَجآئِى لَكَ ؛ فَأَمّا رَجآئِى فَيُكَدِّرُهُ عَلَىَّ صَفْوَةُ الْخَوْفِ مِنْكَ ، وَ أَمّا إِيمانِى فَلا يَضِيعُ عِنْدَكَ ، وَ هُوَ بِتَوْفِيقِكَ . » « 1 »
خداوندا ! به راستى كه ماه روزه دارى به نيمه رسيد و نصف شد ، . . . و من نه اندوختهاى دارم كه به شمار آورده [ و به آن پناهنده شوم ] و نه اعمالى شايسته كه بر آن اعتماد نمايم ، مگر ايمانم به تو و اميدوارىام به درگاهت ، اما اميدوارىام را ترس بىآلايش از تو ، تيرهاش مىگرداند و اما ايمانم به تو در نزدت ضايع و نابود نخواهد گشت و آن به توفيق تو است .
اهميّت ايمان و اميد به خدا
اين فراز بيانگر آن است كه بالاترين توشه و برترين اعمال صالح كه بندگان در پيشگاه حضرت حق ارايه مىدهند و براى نجات خود بدان اعتماد مىنمايند ، عمل و امر معنوى و اعتقادى است : ايمان و اميد به خدا : « مالِى عُدَّةٌ . . . ، سِوى إِيمانِى بِكَ وَ رَجآئِى لَكَ . »
با اين حال ، در ادامه مىفرمايد : رجايم چون در مقابل خوف واقع شده و نبايد
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 151 .