تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
عرف در ميان اعضا و جوارح از اهميت خاصّى برخوردارند . نيز علّت آن كه در ميان تمام امور عالم كه به دست با كفايت حضرت حقّ سبحانه تحقق مىيابد ، تنها سخن از شب و روز و زمان‌ها و عصرها شده ، آن است كه اين چهار چيز از نظر واقع و عرف در تنظيم جهان هستى فوق العاده اهميت دارند . 3 . مقصود از قلب ، قلب گوشتى كه به اعتبار ضربان و امور ديگر به دست حق سبحانه دگرگون مىگردد نيست ؛ بلكه مقصود از آن ، حقيقت ملكوتى انسان‌ها است و منظور از تقليب و تغيير آن ، تغيير قلب در اثر توجّه به عالم طبع است ؛ زيرا انسان در عين اين كه يك قلب ملكوتى بيش ندارد ؛ چنان كه مىفرمايد :
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ
« 1 » خداوند در درون هيچ كس دو قلب قرار نداده است . ولى در اثر توجّه به عالم طبع ، حجاب‌هايى ميان او و قلب ملكوتىاش كشيده شده و عموم انسان‌ها ، به جز انبيا و اوصيا - عليه السّلام - در اثر آن ، رابطه‌ى خويش را با حقيقتشان قطع نموده ، و به توجّهات مختلف روى آورده‌اند ؛ تا آن جا كه خداوند مىفرمايد :
لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها
« 2 » آنان دل دارند ، ولى با آن در نمىيابند . بدين لحاظ ، بايد از خداوند تقاضا نمايند و بگويند : « سُبْحانَ مُقلِّبِ الْقُلُوبِ وَالْأَبْصارِ . » تا با عنايتى ، حجاب‌هاى ميان آنان و ملكوتشان را زايل گرداند و با چشم دل ، به قلب و حقيقت خويش نظر كنند . با اين حال ممكن است از تقليب قلوب ، برگرداندن قلوب بندگان نسبت به اشخاص اراده شده باشد ؛ زيرا خدا است كه دل بندگان را نسبت به برخى خوشبين و يا بدبين مىنمايد و نظر آنان را به اشخاص جلب نموده و يا از آنان روى گردان مىكند .
هامش
( 1 ) . سوره‌ى احزاب ، آيه‌ى 4 . ( 2 ) . سوره‌ى اعراف ، آيه‌ى 179 .