باشد ، يا نداشته باشد . خداوند سبحان دربارهى انسان مىفرمايد :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
« 1 »
پس با راستى و استوارى ، روى [ و حقيقت ] خويش را به سوى دين بر پادار ، همان سرشت خدايى كه همهى مردم را بر آن آفريد ، هيچ كس نمىتواند آفرينش خدا را دگرگون سازد ، اين همان دين استوار [ و استوار دارندهى همهى مصالح دين و دنياى همگان ] مىباشد .
جملههاى فراز ذيل كه بلافاصله بعد از اين فراز آمده است ، گواه بر اين معنا است :
( 294 )
« وَ طَلَبَتْهُ التَّحْصيلاتُ فَفاتَها ، وَاعْتَرَضَتْةُ الْمَعْقُولاتُ [ الْمَفْعُوُلاتُ ] فَأَطاعَها ، فَهُوَ القَرِيبُ السَّمِيعُ ، وَ الْحاضِرُ الْمُرتَفِعُ . » « 2 »
[ و محدود نگران با ] تمييز دادنها و مشخّص ساختنها [ و يا فراهم آورندگان و دانشمندان با تحصيلات ] در جست و جوى او بر آمدند و ولى او از آنها فوت شده و از دستشان در رفت و خردمندان و عاقلان [ يا :
مخلوقات ] با تعقّل و انديشه ، رنج رسيدن به او را به خود بستند ، ولى او آنها را دور و نابود ساخت ، پس او است شنوا و حاضر و بلندپايه .
عدم امكان شناسايى حضرت حقّ از راه اصطلاحات علمى و بيانات عقلى
اين چند جمله ، بيانگر آن است كه شناسايى حقّ سبحانه ، منحصر به سه طريق گذشته است و اين كه گاه برخى مىخواهند حضرت حقّ سبحانه را با اصطلاحات و تعليم و تعلم به دست آورند ، بى آن كه به آثار آفرينش نظر كنند و يا شهودى براى آنها حاصل
هامش
( 1 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 147 .