استفاده مىشود كه قلب سليم ، قلبى است كه افزون بر پذيرش استجابت نخست كه عبارت از ايمان به خدا و رسول - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - مىباشد و خطاب
الَّذِينَ آمَنُوا
بر آن دلالت دارد ، استجابت ثانوى - كه موجب حيات قلب مىشود - را نيز پذيرا گرديده و حيات قلب همان معرفت ضمير و دل مؤمن به خدا و فطرت توحيدى است كه ذيل آيه شريفهى گذشته بدان دلالت دارد ، آن جا كه مىفرمايد :
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
و جملهى دعا نيز به همين امر اشاره دارد :
« عَرَفَتْهُ الْقُلُوبُ بِضَمآئِرِها » . نيز از اميرالمؤمنين على - عليه السّلام - منقول است كه فرمود :
« وَ جابِلَ الْقُلُوبِ عَلى فِطْرَتَها ، شَقِيِّها وَ سَعيدِها . » « 1 »
و اى آفريننده و قرار دهندهى سرشت همهى دلها - اعمّ از بدبخت و نيكبخت - بر فطرت و نهاد [ توحيدى ] .
جملهى « وَ الْأَفْكارُ بِخواطِرِها » ، به آياتى اشاره دارد كه انسان را به تفكّر در زمين و آسمان و مظاهر هستى دعوت مىنمايد ؛ زيرا تفكر در آفرينش و ويژگىهاى هر يك از آفريدهها ، راهنمايى قطعى به مبدأ متعال و شناسايى او مىباشد .
مقصود از « نفوس » در جملهى سوم : « وَ النُّفُوسُ بِسرائِرِها » ، تمام آفريدههاى حضرت حقّ سبحانه - اعمّ از ذىشعور و غير ذىشعور - ، يا خصوص موجودات ذى شعور - اعمّ از انسانها ، ملايكه و جنيّان - مىباشد و به معرفت نفس اشاره دارد . بنابر احتمال اوّل ، معناى اين جمله بيانگر آن است كه آفريدهها ، فطرتاً - توجّه داشته باشند يا نداشته باشند - با او سبحانه آشنايى دارند و او را مىشناسند ؛ زيرا او سبحانه به همهى مظاهر محيط مىباشد . تسبيح و تحميد و خضوع و خشوع و سجدهى تكوينى و غير تكوينى موجودات - كه در آيات و احاديث و دعاها فراوان بدان اشاره شده - گواه بر اين نكته است و بنابر معناى دوّم مىخواهد بفرمايد : موجودات ذى شعور ، به ويژه انسان - كه بر فطرت توحيد آفريده شده است - او سبحانه را مىشناسد ، توجّه داشته
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 72 .