و مباركى عقل « بارِكْ لِى فِى عَقْلِى » آن زمان براى مؤمن حاصل خواهد شد كه بر جنود جهل غالب آيد و در درجهى عليا با انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - قرار گيرد ؛ چنان كه در حديث « سماعة بن مهران » آمده است « 1 » و مباركى ذهن و فهم و عمل و جميع آن چه خداوند از امور ظاهرى به انسان عنايت فرموده : « وَ بارِكْ لِى فِى عَقْلِى وَ ذِهْنِى وَ فَهْمى وَ عَمَلِى وَ جَمِيعِ ما خَوَّلْتَنِى . » آن گاه حاصل مىگردد كه همهى اعضا و جوارح ظاهرى و باطنى در راه سعادت دنيا و آخرت و معنويّت قرار گيرد .
نكتهاى كه در پايان لازم است مورد توجّه قرار گيرد ، آن است كه لام « لى » در جملهى « بارِكْ لِى » در تمام موارد ياد شده اشاره به نفع داشتن آنها براى خواننده و خود ، تأكيدى بر مبارك بودن آنها است .
( 262 )
« إِلهِى ! أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِى أَشْرَقَتْ بِهِ السَّماواتُ وَ الْأَرَضُونَ ، وَ كَشَفْتَ بِهِ الظُّلْمَةَ عَنْ عِبادِكَ ، مِنْ أَنْ يَحُلَّ بِى سَخَطُكَ ، لَكَ الْعُتْبى حَتّى تَرْضى ، وَ إِذا رَضِيتَ ، وَ بَعْدَ الرِّضا ، وَلا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِكَ . » « 2 »
معبودا ! پناه مىبرم به نور روى [ اسما و صفات ] تو كه آسمانها و زمينها را بدان روشن و تاريكى را از بندگانت بر كنار فرمودى ، از اين كه خشم تو بر من فرود آيد . براى تو است مؤاخذه و عقاب من تا اين كه از من خشنود گردى و هنگامى كه خرسند شدى و بعد از خشنودىات ، هيچ تحوّل و نيرويى جز به تو تحقّق نمىيابد .
نور وجه الهى
چنان كه مكرّر ياد آور شدهايم ، « وجه » الهى همان اسمها و صفات حضرت حقّ است .
بنابراين ، « نور » وجه ، اشاره به ذات پروردگار است كه اسمها و صفات برخاسته از آن و
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 21 ، حديث 14 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 139 .