خلقت موجودات از آنها جدايى نگرفته و نخواهد گرفت و هيأت و مدّت بقا و تمامى كمالات موجوداتى كه در عالم آفرينش ظهور و بروز پيدا مىكند ، در تمام جهات به او است .
به بيان ديگر ، عالم مُلكى و خَلقى مظاهر ، به ملكوت عالم ؛ يعنى اسامى و صفات حضرت حقّ وابسته است و تمامى ظهورات موجودات به عالم ملكوت و امر بستگى دارد ، بلكه به اعتبار عينيّت اسامى حضرت حقّ با ذات او ، همهى مظاهر به ذات او برقرار مىباشند و اوست كه وجه واقعى همهى موجودات است .
بنابراين ، در تعابير اين فراز : « بِيَدِكَ مَقاديرُ الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ . . . » مشكلى براى معناى « يد » پيش نخواهد آمد ؛ زيرا مقادير هيچ چيز از حيطهى اسمها و صفات و افعال حضرت حقّ و به بيان ديگر ، از دست او خارج نبوده و نخواهد بود .
بر اين اساس ، درسى كه خوانندگان بايد از اين فراز بگيرند ، آن است كه همواره چشم به عنايات حقّ سبحانه دوخته و در امور خود ، دست و پاى بىجا نزده و خير دنيا و آخرت و موفقّيت در انجام اعمال پسنديده را تنها از حضرت حقّ سبحانه بخواهند و خويش را به تمام معنا در صراط مستقيم بندگى قرار دهند و عمل به وظايف را سيرهى خود گردانند . از اين رو ، در ادامه مىفرمايد :
« أَللَّهُمَّ ! بارِكْ لِى فِى دِينِى وَ دُنْياى ، وَ بارِكْ لِى فِى آخِرَتِى وَ أُولاىَ ، وَ بارِكْ لِىفِى أَهْلِى وَ مالِى وَ وُلْدِى ، وَ بارِكْ لِى فِى سَمْعى وَ بَصَرى وَ يَدِى وَ رِجْلِى وَ جَمِيعِ جَسَدِى ، وَ بارِكْ لِى فِى عَقْلِى وَ ذِهْنِى وَ فَهْمى وَ عَمَلِى وَ جَمِيعِ ما خَوَّلْتَنِى . » « 1 »
خداوندا ! در امور مربوط به دين و دنياى من خير فراوان قرار ده و در جهان واپسين و اين جهان بركت قرار ده و در خاندان و دارايى و فرزندانم فرخندگى قرار ده و در گوش و چشم و دست و پا و تمام بدنم خجستگى فراوان قرار ده و در
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 139 .