عقل و هوش و دريافت و كردار من و در تمام آن چه به من عطا فرمودهاى بركت قرار ده .
مفهوم مبارك بودن در موارد گوناگون
در اين فراز ، مبارك شدن و خجستگى امور بسيارى كه خوانندگان بيشتر به آنها توجّه دارند ، از خداوند متعال درخواست شده و در آخر به طور كلّى مباركيّت امورى كه خواننده بدان توجّه ندارد تا تقاضاى آن را بنمايد ، درخواست و با تعبير « وَ جَمِيعِ ما خَوَّلْتَنِى . . . » از آن ياد شده است .
مباركى در دين و دنيا « بارِكْ لِى فِى دِينِى وَ دُنْياى . » براى مؤمن چيزى جز اين نيست كه به وظايف عبوديّت و اخلاص در بندگى عمل نموده و فراتر از خواستهى الهى را آرزو ننموده و نيز از لهو و لعب و زينت دنيا - كه مانع از توجّه به حضرت حقّ مىشود - پرهيز كند و دين و دنيا را وسيله براى رسيدن به قرب حقّ تعالى و غرض غايى از خلقت قرار دهد .
دربارهى مبارك شدن آخرت و دنيا براى مؤمن : « وَ بارِكْ لِى فِى آخِرَتِى وَ أُلاىَ . » بايد گفت كه وقتى خجستگى آخرت براى مؤمن تحقّق پيدا خواهد كرد كه در اين جهان براى رسيدن به كمالات و منازل و مقامهاى اخروى كوتاهى نورزد و به اعمال شايسته بپردازد .
مباركى در خانواده ، دارايى و فرزندان « أَهْلِى وَ مالِى وَ وُلْدِى » وقتى براى مؤمن حاصل مىشود كه آنها در راستاى صلاحيّت قرار گيرند و براى وصول به غرض غايى از خلقت معين گردند .
و مبارك شدن گوش و چشم و دست و پا و همهى تن : « وَ بارِكْ لِى فِى سَمْعى وَ بَصَرى وَ يَدِى وَ رِجْلِى وَ جَمِيعِ جَسَدِى . » جز در اين نيست كه مؤمن همهى آنها را در راه حقّ سبحانه - اعم از امور عبادى ، اجتماعى ، و . . . - به كار بزند . اين مطلب به تفصيل در آيات و احاديث و كتب اخلاقى و فقهى ذكر شده است .