چيز احاطه دارد و ظهور و بروز و هستى و خلقت به او تحقّق پيدا كرده و مىكند و در هر چيز و هر لحظه ، دوام حيات آنها به او بستگى دارد ، قهّار على الاطلاق مىباشد و هيچ موجودى بىارادهى او قدرت نفس كشيدن و چشم بر هم گذاشتن را از خود ندارد . خداوند سبحان مىفرمايد :
- قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
« 1 »
بگو خداوند آفريدگار هر چيز است و تنها او يگانهى چيره است .
- قُلْ إِنَّما أَنَا مُنْذِرٌ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
« 2 »
بگو من تنها بيم دهندهام و معبودى جز خداى يگانه و چيره ، وجود ندارد .
- لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 3 »
امروز فرمانروايى از آن كيست ؟ از آن خدايى يگانهى چيره .
خلقت نورى انسان تا برزخ
آفريده شدن بشر از نيستى و هيچ و اين كه حقّ سبحانه او را به مشيّت خود هستى بخشيده ، قابل ترديد نيست ؛ زيرا او انسان را بود و عقل و شعور . . . عطا فرمود ؛ بلكه اگر به نظر دقيق و عرفانى توجّه شود ، اين كه خداوند به انسان تعليم اسما فرموده و به فطرت توحيدى سرشته ، به بود حضرتش بوده و به كمالات او كمال يافته است ؛ بلكه ظهور هر چيز - به ويژه انسان - در تمام كمالات ، به او و از او است ؛ چنان كه در مورد انسان مىفرمايد :
أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً
« 4 »
و آيا انسان به ياد نمىآورد كه ما او را پيش از اين در حالى كه چيزى نبود ، آفريديم .
ممكن است جملهى دعا « خَلَقَنِى وَ لَمْ أَكُ شَيْئاً بِمَشِيَّتِهِ » به اعتبار لفظ « لَمْ أَكُ شَيْئاً »
هامش
( 1 ) . سورهى رعد ، آيهى 16 .
( 2 ) . سورهى ص ، آيهى 65 .
( 3 ) . سورهى غافر ، آيهى 16 .
( 4 ) . سورهى مريم ، آيهى 67 .