اهميّت اميد به پروردگار
از تعبير « وَ اقْذِفْ رَجآئَكَ فِى قَلْبِى » به عظمت امر رجاء و اميد به پروردگار مىتوان پى برد ؛ زيرا رجا وقتى در دل قرار مىگيرد كه انسان جز به حضرتش توجّه نداشته باشد . از اين رو ، در ادامه مىفرمايد : « حَتّى لا أَرْجُوَ أَحَداً سِواكَ . » گواه بر اين توضيح ، جملههاى فراز آينده مىباشد كه جز از برجستگان - اعمّ از انبيا و اوصيا - عليه السّلام - و تابعان واقعى آنان - سزاوار نيست ، مگر آن كه اخبار از واقع امر دهند :
( 245 )
« عَلَيْكَ سَيِّدِى تَوَكَّلْتُ ، وَ إِلَيْكَ مَوْلاىَ أَنَبْتُ ، فَارْحَمْنِى ، وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ . » « 1 »
اى سرور من ! تنها بر تو توكّل نمودم و اى مولاى من ! تنها به سوى تو رجوع نمودم ، پس بر من رحم آر ، كه بازگشت [ همگان ] به سوى تو است .
انحصار توكّل و انابه به حضرت حق و . . .
ملاحظه مىفرماييد كه رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - با چه تعبيرهايى به پيشگاه حضرت حقّ سبحانه اظهار نياز مىنمايد . لفظ « عَلَيْكَ » بر « تَوَكَّلْتُ » و واژهى « إِلَيْكَ » بر « أَنبَتُ » مقدّم داشته شده تا انحصار توكّل و انابه به درگاه خداوند و اهميّت امر رجا به پروردگار در تمام امور و مشكلات و توجّه تامّ آن بزرگوار - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به اين كه جز او سبحانه ممكن نيست آنها را حلّ نمايد ، مفهوم گردد . از اين رو ، مىفرمايد :
« فَارحَمنِى » و نيز مىفرمايد : « إِلَيْكَ الْمَصِيرُ » و پس از اين جملهها نيز باز گفتار گذشته را با تعبيرهاى ديگر تكرار مىفرمايد - كه شايسته است ملاحظه شود - وسپس طلب مغفرت و آبرومندى در قيامت را خواستار مىگردد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 135 .