و اسامى و صفات الهى در آغاز و پايان و لابلاى دعا ، خواننده غير متوجّه را به خالق و ايجاد كنندهى اشيا توجّه مىدهند تا به نظر استقلال به اشياء ننگرد و توجّه كند كه حضرت حقّ سبحانه همه كاره است و همه چيز از كمالات و اسامى و صفات او ظهور يافته است .
دليل اين كه در اين دعا نيز به طور مكرّر و به صورتهاى مختلف از توحيد خالص :
« لإاله إِلّا اللَّهُ » ياد شده و پس از تهليل جملهى « وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ » و « لَهُ الْمُلْكُ » آمده ، همين نكته است .
( 228 )
« وَ لَهُ الْحَمْدُ . » « 1 »
و ستايش تنها براى او است .
انحصار مالكيّت و معبوديّت به حضرت حقّ
اين جمله بر جملههاى گذشته مترتّب است ؛ زيرا وقتى روشن شد كه حضرت حقّ سبحانه همه كاره و مالك على الاطلاق عالم هستى است و شريكى براى او وجود ندارد ، قطعاً ستايش مخصوص او سبحانه خواهد بود و شايسته است خواننده از روى شهود و يا به جهت اخبار از واقع « وَلَهُ الْحَمْدُ . » بگويد .
( 229 )
« بِيَدِهِ الْخَيْرُ ، وَ هُوَ عَلى كُلَّ شَىْءٍ قَدِيرٌ . » « 2 »
خير تنها به دست او است و او بر هر چيز توانا است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 131 .
( 2 ) . همان .