-
وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً
« 1 »
تمام آن چه در آسمانها و زمين است براى خدا است و خداوند به هر چيز احاطه داشته .
- هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 2 »
تنها اوست آغاز و فرجام و آشكار و نهان [ هر چيز ] .
- اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 3 »
خداوند ، نور آسمانها و زمين است .
البتّه براى توجّه دقيق به معناى آيات ياد شده ، خواننده بايد نكات توحيدىاى را كه در فراز گذشته ذكر شد ، مورد نظر قرار دهد ، تا معناى آيات به وضوح از طريق نظر يا شهود براى او حلّ گردد . افزون بر اين ، آيهى اوّل و دوّم در بردارندهى اين نكته است كه پروردگار به هر چيز احاطه دارد ، زيرا هرگز امكان ندارد آنجا كه چيزى بر چيزى احاطه دارد ، « محاط » ديده شود و در واقع خداوند با اين بيان مىخواهد بفرمايد : آن جا كه من تجلّى دارم ، چيز ديگرى ديده نمىشود .
آيهى شريفه اوّل به شكّ و ترديد مردم در ملاقات حضرت حقّ - جلّ جلاله - اشاره دارد و مىخواهد بفرمايد : من كه به هر چيز احاطه دارم و در منظر اعلى هستم و همه مرا مىبينند ، ولى توجّه به توجّه خود ندارند ، پس چگونه امكان دارد در ملاقات و ديدار من ترديد نمايند ؟ ! آرى ، اين عصيان و غفلت بندگان است كه آنان را از توجّه به توجّهشان باز داشته است .
ذيل آيهى اخذ ميثاق نيز شاهد بر اين بيان است ، آن جا كه بعد از نقل ماجراى اخذ ميثاق و پس از آن كه مىفرمايد : ما از شما پيمان گرفتيم و شما را بر خود گواه گرفتيم و گفتيم :
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
« 4 » ؛ ( آيا من پروردگار شما نيستم ؟ ! ) و شما گفتيد :
بَلى شَهِدْنا
« 5 » ؛ ( بله
هامش
( 1 ) . سورهى نساء ، آيهى 126 .
( 2 ) . سورهى حديد ، آيهى 3 .
( 3 ) . سورهى نور ، آيهى 35 .
( 4 ) . سورهى اعراف ، آيهى 172 .
( 5 ) . همان .