« يا مَنْ لاتُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ ، وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ ، وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ . » « 1 »
اى خدايى كه ديدگان [ و عقلها ] تو را در نمىيابند ، ولى تو ديدگان را در مىيابى و تو نازك بين و كاردان هستى .
تا خواننده او را در كنار از مظاهر به حساب نياورد و كمالات او را همانند كمالات مخلوقات نداند ؛ چنان كه خداوند در قرآن شريف مىفرمايد :
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
« 2 »
ديدگان [ و عقلها ] او را در نمىيابند و او ديدگان را در مىيابد و او نازك بين و كاردان است .
( 223 )
« يا مَنْ يَرى ولا يُرى ، وَ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى ! » « 3 »
اى كسى كه [ همه چيز را ] مىبينى و با وجود آن كه در چشم انداز و تماشاگاه بلندتر [ و در معرض ديد همگان قرار دارى ] ، ديده نمىشوى .
خداوند در معرض ديد و توجّه همگان
اين چند جمله به احاطهى حضرت حقّ به هر چيز ، و اوّل و آخر و ظاهر بودن هر مظهر ، و نور هر موجود بودن او اشاره دارد و در واقع اجمال مضامين آيات شريفهى زير است :
- أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ
« 4 »
آگاه باش ! كه آنان در ديدار پروردگارشان ترديد دارند . هان ! به راستى كه او به هر چيز احاطه دارد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 130 .
( 2 ) . سورهى انعام ، آيهى 103 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 130 .
( 4 ) . سورهى فصّلت ، آيهى 54 .