برخى از اين جملهها عبارتاند :
( 218 )
« يا مَنْ كانَ وَ يَكُونُ ، وَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ . » « 1 »
اى خدايى كه بودى و هستى [ و خواهى بود ] ، و چيزى همانند تو نيست .
ازلى و ابدى بودن حضرت حقّ
اين دو جمله به ازلى و ابدى بودن حضرت حقّ تعالى اشاره دارد ؛ زيرا هيچ چيزى نبوده است و بود آن به او است و پيش از حقّ سبحانه نيز معدوم مىشوند ؛ زيرا او بايد باشد تا آنها معدوم شوند . از اين رو ، بلافاصله فرموده شده است : « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ . »
( 219 )
« يا مَنْ لا يَمُوتُ ، وَلا يَبْقى إِلّا وَجْهُهُ الْجَبّار ! . » « 2 »
اى خدايى كه نمىميرى و جز روى [ و اسمها و صفات ] چيرهات پايدار نمىماند .
جبّار بودن وجه الهى
معناى وجه الهى پيش از اين گفته شد . امّا معناى جبّار بودن خداوند اين است كه بر هر چيز در ظهور دادن و نابود نمودن سلطه دارد ؛ چنان كه در لغت آمده است : « الجبّار :
الْقاهِرَةُ عَلى كُلِّ شىءٍ بِايجادِهِ وَانْعِدامِهِ . » ؛ ( كسى كه با پديد آوردن و از بين بردن اشيا ، بر آنها قاهر و چيره است . )
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 130 .
( 2 ) . همان .