افراد عادّى ، آميخته با توهّم كثرت و شباهت اسمها و كمالات الهى با مخلوقات است .
امّا از آن جا كه مُخلَصين همانند انبيا و اوليا - عليه السّلام - دانسته و با شهود ، او را به اسمها و صفات مىخوانند ، مىفرمايد :
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
« 1 »
پاك و منزّه است خداوند از آن چه او را بدان توصيف مىكنند ، جز [ توصيف ] بندگان مُخلَص و پاكيزه [ به تمام وجود ] خدا .
( 212 )
« أَسْأَلُكَ . . . وَ كَلِماتِكَ التّامّاتِ كُلِّها . » « 2 »
از تو مسألت دارم . . . و به همهى سخنان تامّ و بىكم و كاستت .
كلمات تامّ الهى
در اين كه مقصود از كلمات تامّ حضرت حقّ چيست ؟ دو احتمال مطرح است :
1 . منظور از كلمات تامّ الهى ، موجودات و مظاهر هستند ؛ زيرا « كلمه » در لغت به لفظى گفته مىشود كه مُفْهِم معنا باشد و از آن جا كه تمام آفريدهها و مخلوقات الهى در اين عالم و عالم مجّردات و همهى نعمتهاى بهشتى و مظاهر پايدار جهان آخرت ، با زبان بىزبانى فرياد زده و نشان دهنده مىباشند كه : ما به خود نبوده و نيستيم ، بلكه خالقى داريم ، « كلمه » و « كلمات » به شمار مىآيند .
از نظر ديگر ، چون همهى مظاهر دو جهان به اسامى و صفات حضرت حقّ ظهور و بروز پيدا كرده و مىكنند ، به اين اعتبار نيز مىتوان به موجودات ، « كلمه » و « كلمات » گفت . قرآن شريف مىفرمايد :
- وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما
هامش
( 1 ) . سورهى صافّات ، آيات 159 و 160 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 129 .