صفاتى نايل گشته باشد و زمانى مىتواند حقيقتاً توحيد افعالى و صفاتى را بيابد كه به فرج كامل باطنى و توحيد اسمايى و ذاتى راه يافته باشد ؛ زيرا توحيد فعلى و صفتى وقتى براى عارف به صورت كامل تحقّق پيدا مىكند كه ديدهى دلش به توحيد اسمايى و ذاتى روشن گرديده باشد ؛ چرا كه افعال و صفات ، منشأ گرفته از اسما و ذات هستند .
( 209 )
« أَسْأَلُكَ يا إِلهِى ! بِضِيآئِكَ . » « 1 »
اى معبود من ! از تو درخواست مىكنم به روشنى و پرتوت .
خداوند ؛ نور آسمانها و زمين
آيهى شريفهى نور ، پرده از معناى « ضياء » در جملهى دعا بر مىدارد ، آن جا كه مىفرمايد :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 2 »
خداوند ، نور آسمانها و زمين است .
براى درك معناى دقيق جملهى دعا و آيهى شريفه ، توجّه به مقدّمات زير ضرورى است :
1 . هرگز نور خدا شبيه به نور خورشيد و ماه و انوار ديگر نيست ؛
2 . بود ، بقا و همه چيز مخلوقات ، به حضرت حقّ سبحانه مىباشد ؛
3 . به نصّ كتاب و سنّت و گواهى عقل و شهود ، خداوند از آفريدهها كناره نگرفته است ؛
4 . هر موجودى اعمّ از مجرّد و مادّى و هر كمالى در جهان ، به صفات ، اسما و كمالات حقّ سبحانه ظهور يافته و مىبايد ؛
5 . صفات الهى عين ذات او است ؛
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 129 .
( 2 ) . سورهى نور ، آيهى 35 .