مىنمايانيم ، تا [ به مقامات بلند نايل گشته ] و از اهل يقين گردد .
از اين بيان الهى دربارهى حضرت خليل - عليه السّلام - و نيز سخن پايانى آن حضرت كه فرمود :
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ
به خوبى استفاده مىشود كه ملكوت ، همان وجه باطنى مظاهر است كه اسمها و صفات ، بلكه ذات حضرت حقّ مىباشد .
با اين توضيح روشن شد كه چرا جملهى « يا خَيْرَ مَنْ وَجَّهْتُ إِلَيْهِ وَجْهى ! » بر خلاف شش مورد ديگر كه با عبارت « يا خَيْرَ » شروع مىشود ، به معناى بسيار دقيقى نظر دارد .
امّا اين كه تعبير « يا خَيْرَ مَنْ وَجَّهْتُ إِلَيْهِ وَجْهى ! » را چگونه مىتوان تصوّر كرد ، با آن كه او سبحانه وجه موجودات و اشيا است و مقابلى ندارد تا تصوّر خيريّت بشود ؟
احتمالاتى مطرح است :
1 . به حساب عظمت پروردگار اين گونه ، تعبير شده است .
2 . اين تعبير به لحاظ آن است كه معصوم - عليه السّلام - در مقام بقاء اللَّه قرار دارد و بايد نظر به فنا و بقا هر دو را حفظ نمايد .
3 . احتمال دارد از « وجه » در جملهى دعا ، وجه ظاهرى اراده شده باشد كه عموم مردم در وقت خواندن حضرت حقّ با آن به او روى مىكنند . شاهد بر اين معنا جملههاى ديگر دعا است كه در ادامه مىفرمايد :
( 199 )
« يا خَيْرَ مَنْ شَخَصْتُ إِلَيْهِ بِبَصَرى ! » « 1 »
اى بهترين كسى كه ديدهام را به سوى او دوختهام !
اين تعبير به حساب آن است كه بيشتر افراد ، چشم ظاهر به حضرت حقّ سبحانه و عطاياى او دوختهاند و از شهود باطنى محروم اند .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 128 .