واقعاً تقديرات ، مقدّر الهى است ، بايد رسيدن به آن آسان باشد ، پس مراد از « سَهِّل سَبِيلَ ما رَزَقْتَنِى مِنْهُ » چيست ؟ شايد اين بيان ، نظر به مشكلاتى داشته باشد كه بندگان ، به واسطه گناهان و امور ديگر خود در طريق رسيدن به نعمتهاى مقدّر خود ايجاد مىكنند . شاهد بر اين مطلب ، احاديث و جملههاى دعاهايى است كه علّت نرسيدن رزق معلوم را بيان فرمودهاند . در روايتى آمده است :
- « إِنَّ العَبْدَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ ، فَيُزْوى عَنْهُ الرِّزْقُ . » « 1 »
به راستى كه بنده گناهى مىكند ، در نتيجه روزى از او گرفته [ و به كنار كشيده مىشود . ]
- « إِنَّ الْعَبْدَ يَسْأَلُ اللَّه الْحاجَةَ ، فَيَكُونُ مِنْ شَأْنِهِ قَضآؤُها إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ ، أَوْ إِلى وَقْتٍ بَطْىءٍ ، فَيُذْنِبُ الْعَبْدُ ذَنْباً ، فَيَقُولُ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعَالى لِلْمَلَكِ لا تَقْضِ حاجَتَهُ ، وَ احْرِمْهُ إِيّاهُ ؛ فَإِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطِى ، وَ اسْتَوْجَبَ الْحِرْمانَ مِنِّى . . . » « 2 »
به راستى كه بنده از خدا حاجت و خواستهاى را درخواست مىنمايد ، پس امر خدا مقدّر مىگردد كه [ آن حاجت ] سرآمد نزديك يا تا زمان دور ، آن را برآورده سازد ، آن گاه بنده گناهى مىكند ، پس خداوند - تباركوتعالى - به فرشته مىفرمايد :
خواستهى او را برآورده مساز و او را از آن [ حاجت ] محروم نما ؛ زيرا او متعرّض و جوياى سخط و ناخشنودى من گرديده و از جانب من ، مستحقّ و سزاوار ناكامى و نوميدى و محروميّت گشته است .
- إِنَّ اللَّهَ قَضى قَضآءً حَتْماً لا يُنْعِمُ عَلَى الْعَبْدِ بِنِعْمَةٍ فَيَسْلُبُها إِيّاهُ ، حَتّى يُحْدِثَ الْعَبْدُ ذَنْباً يَسْتَحِقُّ بِذلِكَ النِّقْمَة . » « 3 »
بىگمان خداوند ، قضا و ارادهى حتمى فرموده : هر نعمتى كه به بنده بخشيده از او نگيرد ، تا اين كه گناهى كند كه به واسطهى آن ، مستحقّ و شايستهى نقمت و كيفر [ الهى ] گردد .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 328 ، حديث 8 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 239 ، حديث 11 .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 240 ، حديث 15 .