مفهوم حسن ايمان
حسن ايمان قلب ، به چه مرحله از ايمان شبيه است ؟ مرحله اعلاى آن و يا مراحل نازلش ؟ به حسب ظاهر بيان دعا « حُسْنَ الْإِيمان » و آمدن اين جمله در پى جملههاى گذشته ، مىتوان گفت : مرحله اعلاى ايمان اراده شده ، به خصوص جملهى « ما تُحِبُّ و تَرضى » را نمىتوان امر كوچكى دانست .
( 186 )
« يا مَن بِيَدِهِ صَلاحُ الْقَلْبِ ! أَصْلِحْهُ لِى ، يا مَنْ بِيَدِهِ سَلامَةُ الْقَلْبِ ! فَاجْعَلْهُ سالِماً لِى ، وَ ارْزُقْنِى ما سَأَلْتُكَ ، وَ تَفَضَّلْ عَلَىَّ بِما لَمْ أَسْأَلُ . » « 1 »
اى خدايى كه صلاح و درستى و شايستگى قلب ، به دست [ با كفايت قدرت و رحمت ] توست ، دلم را براى من سزاوار و درست فرما . اى خدايى كه سلامتى قلب به دست توست ، آن را براى من سالم و بىگزند گردان ، و [ تمام ] آن چه را كه از تو درخواست نمودم ، روزىام فرما ، و هر خواستهاى را كه از درگاهت ننمودم ، بر من ، عطا و تفضّل نموده و ارزانىام دار .
اشاره به ملكوت قلب و . . .
تمام جملههاى گذشته ، در اين چند جمله ، به صورت خلاصه تقاضا شده ، تنها چيزى كه در اين جا اضافه آمده ، دو مطلب است : يكى ، جملهى « بِيَدِهِ صَلاحُ الْقَلْبِ » و دوّم ، جملهى « تَفَضَّلْ عَلَىَّ » كه با جمله اوّل ، اشاره به ملكوت و حقيقت قلب ، و با جمله دوّم به اين مطلب اشاره مىفرمايد كه : آن چه را سؤال نمودم ، به فضل و كرمت عطا مىفرمايى ، نه آن كه اعمال و كردار من اقتضاى آن را داشته باشد ؛ لذا بلافاصله
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 126 .