بنابراين ، شايد بتوان گفت : از اين عافيت ، عافيت حقيقى اراده شده كه در شهود نيستى خويش مىتوان بدان نايل شد كه از اين مقام ، در آيات متعدّد با عنوان مقام مُخلَصيّت و يا عناوين ديگر ياد شده است . بر اين اساس ، معناى جملهى دعا اين مىشود كه عافيتى را كه خود داراى آن هستى و از هر نقص و عيب مبرّا و به هر كمال آراسته مىباشى و هيچ آفريدهاى - در منزلت خلقى - قدرت آن كه بتواند آن را بيابد نيست ، به من عنايت فرما .
هر چند ممكن است عبارت دعا به معنايى نازلتر نظر داشته باشد و بخواهد بگويد :
خداوندا ! عافيتى كه از جانب تو است و نظير و شبيهى براى آن نيست ، به من ارزانى دار .
البتّه معناى لطيف گذشته با بيانات گذشتهى دعا و ظرافتهاى به كار رفته در جملهى مورد بحث مناسبتر به نظر مىرسد .
دعاى روز چهارم ماه رمضان
در اين دعا نكات بسيار با ارزشى وجود دارد كه خواننده را از نظر معنا و حقيقت در حيرت فرو مىبرد . نخست در نُه جمله ، حقّ سبحانه با ياى ندا به صفت خوانده شده سپس به هفت اسم سوگند داده شده و پس از آن حوائجى درخواست شده است .
به نظر مىرسد علّت ذكر كمالات حقّ سبحانه در آغاز دعاها اين است كه خواننده را توجّه دهند كه حضرت حقّ سبحانه همه كاره و همه چيز است ، تا خواننده به نظر استقلال به موجودات ننگرد و بدين وسيله ، براى بر آورده شدن درخواستهاى خود آمادگى پيدا كند ؛ زيرا تا زمانى كه توجّه استقلالى به مظاهر دهد ، هرگز حاجت او روا نخواهد شد .
و وجه سوگند به اسمهاى الهى ، در واقع شفيع قراردادن اين اسمها براى رفع حوايج درخواست شده است . شايد آيهى شريفهى
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ